چه کسانی انقلاب کردند؟

در سال های 1330 تا 1360 مردم ایران دچار تحولات متفاوتی شدند که یکی از مهم ترین آنها انقلاب اسلامی بود.
قبل از حضور امام خمینی (ره) در جریان انقلاب افراد دیگری هم سعی در بر پا کردن انقلاب داشتند ولی موفق نبودند. زمانی که امام (ره) محکم و استوار در برابر شاه ایستادند و اکثریت مردم از او حمایت کردند عده ای از گروه ها و افرادی که از حکومت شاهی ناراضی بودند و از طرفی خیلی هم با حکومت اسلامی موافق نبودند به امید این که در آینده به جایگاه و مقامی دست پیدا کنند خود را هم مسیر با امام (ره) نشان دادند.
امام (ره) از همان اول به آنها هشدار دادند که خبری از پست و مقام نیست و هدف انقلاب اول از همه رضای خداوند است ولی آنها این خیال خام را همیشه در ذهن خود داشتند.
اما مهمترین آنها : رجوی ، بنی صدر و تا حدودی شریعتی بودند. بعد از انقلاب وقتی که این افراد دیدند ضرر کرده اند و به اهدافی که میخواستند نرسیدند دست بر مخالفت با انقلاب زدند که خیانت های رجوی و بنی صدر بر کسی پوشیده نیست اما شریعتی در مجموع خطر جدی برای نظام اسلامی محسوب نمی شد و به همین دلیل کمتر کسی از او به عنوان ضد انقلاب یاد میکند.
دراوایل جنگ افرادی حرف از تسلیم به عراق و بخشیدن برخی شهرها به دشمن میزدند حتی بعد از باز پس گیری خرمشهر این حرف ها بیشتر هم شد ولی بسیاری از مناطق همچنان تحت اشغال بود و به فرموده امام (ره) پذیرش صلح برابر با نوشیدن جام ذهر بود.
در اواخر جنگ سپاه اسلام می توانست شکست سختی به عراق وارد کند اما منافقین داخلی مانع شدند.
زمانی که امام (ره) به ملکوت اعلی پیوست طمع رهبری در جان بعضی از افراد افتاد و حتی عده ای ایده این را می دادند که دیگر نیازی به رهبر نیست. مهم ترین آنها منتظری و هاشمی بودند.
بعد از انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی) افراد قدرت طلب به دشمنی با ایشان پرداختند واصلا شروع حرکت اصلاحات به نوعی از همین جا بود.
در زمان حال نیز افرادی همچون موسوی ، خاتمی ، کروبی کاملا مانند رجوی و بنی صدر هستند و در آن شکی نیست. درست است که خدماتی از جانب این افراد صورت گرفت اما ضررشان بسیار بسیار بیشتر بود و تنها دلیل همه این موضوعات طمع دنیا پرستی و فراموش کردن آخرت است.

صلاحیت رهبری

آیا صلاحیت رهبری را عوام تشخیص میدهند یا خواص و یا نه به دست مردم است یا به دست مراجع تقلید؟
فکر نمیکنم کسی بپذیرد که صلاحیت رهبر جامعه اسلامی باید مستقیم به دست مردم صورت بگیرد.
صلاحیت رهبر را در مرحله اول مراجع تقلید و بعد نمایندگان مجلس خبرگان که البته به دست مردم انتخاب شده اند تشخیص میدهند.
در تاریخ روایت شده است مردانی بوده اند که عالم به علوم اسلامی و یا حتی مرجع بودند ولی بخاطر دنیا پرستی سالها عبادت خود را در یک حرکت اشتباه از دست دادند و همچنین در آخر الزمان هم روایت شده است افرادی مشاهده میشوند که از درون دین و به شکل مومنین تیشه به ریشه میزنند و در صدد آسیب نه تنها به حکومت اسلامی بلکه به اساس اسلام هستند.
من پیشنهاد میکنم افرادی که با حرف های پوچ و بیهوده در صدد هستند منزلت و جایگاه رهبر معظم انقلاب را زیر سوال ببرند کاملا در اشتباه هستند و شما یقین بدانید اگر از ایشان خدای نکرده اشتباهی سر میزد بعضی از آقایان امان نمی دادند و صد در صد و محکم بیان میکردند پس چیزی نیست که به خود جرعت نمی دهند محکم حرف خود را بزنند.
امیدواریم سال های سال از وجود پر برکت رهبر معظم انقلاب بهره مند شویم.
انشاء الله

خدمتی عظیم در شروع دولت دهم

ساخت دومین مرکز غنی سازی هسته ای به دست دانشمندان ایرانی را به ملت عزیز تبریک عرض میکنیم.

چه تحولاتی در گروه های سیاسی ایران رخ داد؟

قبل از انتخابات 22 خرداد اختلاف هایی در درون اصلاح طلبان و اصولگرایان بر سر قدرت دیده می شد که در میان اصلاح طلبان بیشتر و در میان اصولگرایان کمتر به نظر می رسید.
بعد از انتخابات و با شکست اصلاح طلبان این اختلاف های درونی بیشتر و بیشتر شد و اصلاحات به دو زیر شاخه تند رو (ضد انقلاب) و میانه رو (انقلابی) تقسیم شد و اصولگرایان با کمترین اختلافی مجدد به اتحاد کامل درونی دست پیدا کردند.
به نظر میرسد که اکنون ایران دارای سه گروه  سیاسی قدرتمند است که به ترتیب :
1- جبهه متحد اصولگرایان که با حمایت اکثریت مردم و در دست داشتن مجلس و دولت قوی ترین گروه سیاسی است.
2- اصلاح طلبان میانه رو به دلیل اینکه سیاست جدیدی را از انتخابات 22 خرداد به بعد و بخاطر نقاط مشترک بیشتری که با اصولگرایان نسبت به اصلاح طلبان تند رو دارد دارای حمایت نسبی مردم است.
3- اطلاح طلبان تند رو که به دلیل سیاست های غلط و رویکرد غربی و از همه مهم تر بخاطر آشوب های سازماندهی شده علیه نظام از کمترین حمایت مردی برخوردار است.

واقعا دانشگاه چیست؟

در زمان فعلی دانشجو شدن کار خیلی سختی نیست و فقط رقابت بر سر شهر و رشته و دانشگاه است که امروزه اهمیت بیشتری دارد اما چند درصد واقعا برای کسب علم و دانش به دانشگاه وارد میشوند؟
به نظر من افراد بسیار زیادی به دلایلی مانند مدرک ، بازار کاربهتر و حتی کمبودهای درونی وارد دانشگاه میشوند.
ارتباط های نادرست و بدون حد و مرز دختر و پسر در دانشگاه های کشور ما نیز مشکل مهمی است که متاسفانه به آن توجه نمیشود.
بیشتر از 40 درصد پسران و بیشتر از 60 درصد دختران در محیط دانشگاهی آلوده به روابط نامشروع جنسی میشوند و این نشان دهنده اوضاع حاد دانشگاه های ما است و  همچنین خطر جدی برای آینده علم و دانش محسوب میشود.
امیدواریم در آینده سطح علمی همه دانشگاه های ما و نه فقط چند دانشگاه مطرح افزایش یابد و دانشجویان از فضای آزاد دانشگاهی درست استفاده کنند.