روانشانسی و تقسیم بندی انواع عشق

با اینکه کمتر از ده سال از زندگی مشترک من و شوهرم میگذرد، اما زندگی و رابطه ما بیشتر شبیه زوجی است که سالهای بسیاری از ازدواجشان میگذرد. با وجود اینکه ما از بسیاری جهات تفاهم داریم و از همراهی با یکدیگر لذت میبریم، اما اهل زمزمه ها یا رفتارهای عاشقانه نیستیم! ممکن است این رابطه در نظر عده ای سنگین و فاقد ظرافت باشد، اما بسیاری از کارشناسان علوم اجتماعی ما از آن دسته افرادی هستیم که از عشق به دوستی رسیده ایم. عشق برای زوجهای دیگر میتواند بسیار متفاوت باشد. عده ای حتی با گذشت چند دهه از زندگی مشترکشان هنوز هم نسبت به یکدیگر احساساتی سرشار از اشتیاق دارند و عده ای پس از گذشت 20 سال هنوز تمام جزئیات آشنایی و ازدواجشان را با وسواس کامل به یاد می آورند. در واقع، بنا به گفته متخصصین، در کل شش حالت مختلف برای "عاشق بودن" وجود دارد و شیوه عشق ورزی هر شخص میتواند در دوران یک رابطه تغییر کند. دکتر سوزان هندریک (Susan Hendrick) روانشناس، همراه با همسر و دستیار تحقیقاتی خود دکتر کلاید هندریک (Clyde Hendrick) به مدت 25 سال است که بر روابط اجتماعی افراد تحقیق میکنند. به گفته ایشان، با دانستن شیوه عشق ورزی میتوان رابطه را ارزیابی نمود و انتظارات واقع بینانه تری نسبت به عشق و رشد آن به دست آورد. با دانستن اینکه به چه شیوه ای عشق میورزید، میتوانید رابطه سالمتر و شادمانه تری با همسر خود به وجود آورید. پس ببینید که چگونه عاشقی هستید!
عاشق احساساتی این افراد عاشق "عاشق بودن" هستند. آنها به سادگی به روی زیبا با جذابیتهای ظاهری دیگر دل میبندند و سپس با از بین رفتن یا تغییر کردن این ظواهر، مایوس میشوند. به خاطر داشته باشید که عشق واقعی نباید با کم شدن موی سر معشوق رو به نقصان بگذارد و احساسات عاشقانه نباید با پختگی رابطه، کمرنگ شود. اگر چنین عاشقی هستید، برای زنده نگهداشتن عشق خود بهتر است قرار ملاقاتهای عاشقانه و دو نفری بگذارید، برای تعطیلات آخر هفته برنامه ای ترتیب دهید و تعطیلات را با یکدیگر سپری کنید و نگذارید که عشق رومانتیک شما دچار روزمرگی شود.
عاشقی با معیارهای ذهنی متعدد این افراد ملاکهایی برای عاشق شدن دارند که برایشان بسیار مهم است و قصد تغییر دادن آن را هم ندارند. آنها حتی در رابطه زناشویی نیز همسر خود را تحت فشار شدیدی قرار میدهند تا مطابق با استانداردهای ایشان عمل کند. اگر شما عاشق فهرست مشخصات خودساخته و از دسته افراد متوقع هستید، برای حفظ رابطه باید این فهرست را دور بیاندازید. به عقیده کارشناسان وفادار ماندن به این لیست بایدها و نبایدها، به رابطه ای فرسایشی و یا تنهایی منجر میشود. آنچه بسیار اهمیت دارد رفاقت، عشق و توانایی بخشش است نه چیزهایی که برای تحت تاثیر قرار دادن "دیگران" مهم باشد.
عاشق وسواسی این عاشقی است که میخواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند و حتی پس از گذشت سالها، مدام نگران رابطه و زندگی زناشویی خود است. داشتن چنین همسری میتواند طاقت فرسا بوده و یا به خاطر اوج و فرودهای شخصیتی، موجب ناراحتی روحی طرف مقابل شود. آیا این حالات به نظرتان آشنا می آید؟ برای حفظ همسر و زندگی مشترک باید دست از نگرانی برداشته و زمانی برای تنفس به معشوق خود بدهید. به یاد داشته باشید که حتی شیرین ترین ها هم میتوانند به مرز "بیش از حد" برسند و دیگر شیرین به نظر نیایند. اگر احساس نا امنی در شما بسیار شدید است، بدون معطلی با یک متخصص مشورت کنید و رابطه خود را بهبود بخشید.
عاشق ایثارگر عده ای مستعد ورود در رابطه ای هستند که در آن بیش از آنچه به دست می آورند، از خود مایه میگذارند. گاهی احساس میکنند که این رابطه به کلی یک طرفه شده است. یک نفر با از خود گذشتگی مدام در تلاش جلب رضایت و برآورده ساختن نیازهای دیگری است و هیچ زمانی برای مراقبت از "خود" کنار نگذاشته است. اگر چنین عاشقی هستید، باید بدانید که خارج از چهارچوب زندگی زناشویی نیز چیزهایی برای لذت بردن هست و سوای همسرتان، دوستان و اقوامی وجود دارند. باید زمانی را به انجام فعالیتهای مورد علاقه خودتان و معاشرت با افرادی که دوست دارید اختصاص دهید و بد نیست که گاهی این معاشرتها و فعالیتها، بدون حضور همسرتان باشد. به این ترتیب با ارزش نهادن به خود، رابطه عاشقانه شما نیز تقویت میشود.
عاشق "بازی" این دسته، عاشق دوران ناز و عشوه و به دست آوردن دل معشوق هستند. برای آنها تعقیب و گریز ابتدای یک رابطه بسیار جذاب تر است. آنها از یک رابطه طولانی مدت به سرعت خسته میشوند و دوباره به فکر "شیطنت" می افتند. مراقب باشید، اگر چنین دل بازیگری دارید، وسوسه را از زندگی خود دور کنید و به جای اینکه در جایی خارج از رابطه فعلی خود به دنبال هیجان باشید، بکوشید که آنرا در همین رابطه ایجاد کنید. ببینید که برای ورود به یک رابطه جدید چه قابلیتهای تازه ای از خود به نمایش میگذارید-مثلا ناگهان هوس چرخ و فلک سواری میکنید؟-، سپس آنها را در زندگی مشترک خود پیاده کنید.
عشق رفاقت آمیز اگر در رابطه ای شدیدا رفاقت آمیز هستید که از آن لذت میبرید، ممکن است کم کم سر و کله عشق درآن پیدا شود. چنین روابطی ممکن است بسیار کند پیشروی کنند، اما بسیار مستحکم هستند. اما نکته دراینجاست که نباید فراموش کنید رفاقت در زندگی مشترک همه چیز نیست و باید جرقه هایی از احساسات و تمایلات آن را زیباتر و هیجان انگیزتر کند.

تشخیص عشق حقیقی

خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید.خیـلی هـای دیـگرتان هم فکر میکنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید. امـا خیـلی هـا هم هستنـد کـه در رابـطه هایی به سر می برند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر میکنند هرعشقی بهتر از بی عشق بودن است. اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله میخواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید.
و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.
کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست
خیلی از آهنگ ها، فیلم ها، کتاب ها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان می دهند. آنها شما را مجاب می کنند که باور کنید می توانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است. درست است، این اتفاق می افتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومون ها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.
فرومون ها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک DNA خاص را کشف می کند، تولید می شوند. بدن ما این DNA را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف می کند. اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومون ها پدید می آید، فقط نشاندهنده یک چیز می تواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه می کنند می توانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب DNA آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. آنچه که فرومون ها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه می توانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.
یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی می کند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. این کشش باعث می شود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.
یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست. اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول می انجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوج ها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور می کنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کرده اند باید با هم بمانند.
اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد می شود. اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود. تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی می خواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلم ها و آهنگ ها در مورد آن دیده و شنیده ام.
حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است
اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟ یکی از نشانه های عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد. وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد. البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها می کنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت می کنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.
اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل می گویم به کمی کشش هم نیاز است. الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش می دهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان می گذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش می گذرانید.
هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر می شود. در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر می توانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.
افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند
یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد. یک ضرب المثل است که می گوید، افراد متضاد همدیگر را جذب می کنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج می کنند و آخرسر می فهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند.  گرچه یعضی از زوج ها به مرور زمان یاد می گیرند که تفاوت های همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزش ها، مشغولیات و سرگرمی های مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.
هیجان اولیه تفاوت های زیاد، سرانجام وقتی ماه ها تبدیل به سال ها می شوند رنگ و بوی خود را از دست می دهد و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه می شد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک می کرد یا حداقل همیشه با حرف های شما مخالف نبود. درنتیجه هر چه زمان جلوتر می رود شما وقت کمتری را با هم سپری می کنید و آخر کار محبور می شوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.
وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین می رود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم می مانید. اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر می کنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین می برد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که می توانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل می شود و همه باید از گلایه ها، دعواها، و جنجال های همیشگی شما در عذاب باشند.
صبر و گذشت نشانه های عشق واقعی هستند
وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما شنان خواهد داد. اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشند وقتی می فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می شوند.
هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید. ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن ها و گرفتن ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می کنید، همدیگر را ناز و نوازش می کنید یا به چشمان هم خیره می شوید؟
خودتان را در کنار همسرتان در 20 سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می کند یا از تصور آن لبخند می زنید؟ اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.
دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است
عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می برید، پس او بهترین دوست شماست. این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می کند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید.

واقعا حقیقت حوادث اخیر در چیست؟

در چند ماه اخیر این موارد را به وضوح مشاهده کردیم با نماد سبز که در اسلام نشان اهل بیت (ع) است چه کار ها که نمی کنند. گردن سگ پارچه سبز می بندند ، زیر شلواری سبز به تن می کنند ، در جشنی که بیشتر به پارتی شبیه بود دختر و پسر با پارچه سبز عشق و حال میکنند و مهم تر از همه خاتمی با لباس روحانیت در جشن شرکت میکند و... که همه این ها نشان دهنده دروغ بودن ظاهر اسلامی این افراد و گروه ها است و یقین دارم خطری که از جانب این ها دین اسلام را تهدید میکند به مراتب بیشتر از غربی ها و آمریکایی ها است.
آیا فکر میکنید این افراد گناهشان کمتر از کسانی است که کاریکاتور پیامبر (ص) را کشیدند و به آن افتخار کردند؟ نه. من ایمان دارم که رسول اکرم (ص) از اینها به شدت ناراحت تر است.
بعد از انتخابات شایعه کردند که تقلب شده است اما در همان زمان هم هر آدم با فکر و واقع بینی می توانست به این نتیجه برسد که دکتر احمدی نژاد واقعا توسط مردم انتخاب شده و نه از طریق تقلب در انتخابات ، در ضمن این هم باید یادآوری کرد که فاصله آرا بسیار زیاد بود.
رئیس جمهور در طی 4 سال گذشته روستا های کشور را از خدمات قابل توجه ای بهره مند ساخت پس طبیعی بود که روستایی ها به او رای دهند همچنین قشر ضعیف جامعه نیز تا حدودی از خدمات دولت نهم بهره مند شدند و فقط درصد کمی از ثروتمندان می ماندند که بخاطر عدالت طلبی دولت نهم بعید بود که مجدد به همین دولت رای دهند.
اما تا حالا دقت کردید در تمام پست های مهم کشورهای دنیا افراد دو دوره انتخاب میشوند مثلا همین چند وقت پیش صدراعظم آلمان مجدد انتخاب شد یا مثلا رئیس جمهور های آمریکا ، روسیه ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا و... همه دو دوره انتخاب میشوند پس اگر این طور هست حتما باید در این کشور ها هم تقلب صورت گرفته باشد. درسته؟
یک نکته از آن جا که در برخی از کشور ها انقلاب های رنگارنگ صورت گرفته بود احتمال برنامه ریزی انقلاب رنگی توسط عده ای وطن فروش خیلی هم بعید نبود بخصوص که اروپا و آمریکا از این عده کم حمایت میکرد.
تاکنون حدود چند ماه از انتخابات گذشته است اما هنوز برخی جریان ها و گروه ها در صدد آشوب هستند. حال این سوال پیش می آید که واقعا هدفشان چیست؟
شما بگویید آیا ما شعار دین داری و وطن پرستی و ملی گرایی افرادی مثل کروبی ، خاتمی ، موسوی و هاشمی را باور کنیم و یا نه هم گرایی با غرب ، رفتار ضد اسلامی و ضد وحدت ملی این ها را که می بینیم و در سعی هستن که حکومت اسلامی را از میان بردارند؟
واقعا حقیقت موضوع در چیست؟
نظر بنده این است که کسی وجود مشکل در ایران را انکار نمیکند مشکلات مختلفی هم چون فقر ، بیکاری و... ولی آیا شما جامعه و نظامی بهتر از جامعه اسلامی و نظام اسلامی سراغ دارید؟
بر فرض شما قاب عکس بسیار زیبایی دارید ولی عکس این قاب زشت و بد است در این صورت باید چه کار کرد؟ راه حل ساده است عکس را از قاب میکنید و عکس دیگری جایش قرار میدهید نه اینکه قاب عکس را هم بخاطر عکس بدش به دور بریزیم و یا مثلا رفتار بسیار زشتی از یک روحانی با چشم خود ببینید آیا بخاطر یک عمل زشت از یک روحانی شما باید نسبت به همه روحانیون بدبین شوید و پس باید به پیامبر (ص) که صاحب اصلی لباس روحانیت است بدبین شویم درسته؟ اما در اصل نباید این گونه باشد که اگر این طور باشد سخت در اشتباه هستیم.
نقل میکنند که خدمت یکی از بزرگان حوزه علمیه قم رفتند و فرمودند یک طلبه دزدی کرده است آن بزرگ لبخندی زد و گفت طلبه دزدی نمیکند او دزد بوده که آمده طلبه شده.
پس بهترین نظام و جامعه ، نظام اسلامی و جامعه اسلامی است. حال آنکه ایران نه تنها اسلامی بلکه جمهوری هم هست و این دو در اسلام جدایی ناپذیرند است. مشکلات موجود بخاطر قالب جمهوری بودن یا اسلامی بودن ایران نیست بلکه فقط بخاطر مسئولین ناکارآمد است که این مشکل هم قابل حل است.
این اصل را همیشه از بنده به یادگار داشته باشید که اصول و قوانین کلی دین اسلام که در قرآن کریم به صراحت بیان شده است 100% درست است زیرا کلام خداست اما علت عقب افتادگی ما فقط بخاطر اجرا نشدن قوانین است که باید فقط فقط توسط خود مردم اجرا شود.
اینکه عده ای بخواهند قالب کنونی ایران را عوض کنند کار بسیار اشتباهی است و همچنین ما در حل مشکلات خود نیازی به بیگانگان نداشتیم ، نداریم و نخواهیم داشت و ملت ایران مانند یک خانواده عظیم هستند.
انشاء الله با اتحاد و همدلی و توکل بر خدا به پیشرفت های روز افزون دست پیدا خواهیم کرد و دشمنان داخلی و خارجی را نابود و از سر راه خود حذف خواهیم کرد.

علت بحران های جهان چیست؟

واقعا شما علت بحران های جهان را در چه می دانید؟
فقر ، جنگ ، فساد و فحشا ، استعمار ، نسل کشی و... به چه دلیل در قرن 21 و به قول معروف متمدن وجود دارد؟
چرا عده ای از ثروت زیاد نمی دانند با ثروت خود چه کنند و از حتی زیاد خوردن می ترکند و اما عده ای در ماه یکبار هم رنگ غذای مناسب را نمی بینند و سر آخر هم از گرسنگی می میرند؟
به عقیده بسیاری از عالمان و اندیشمندان جهان علت بحران در جهان کم رنگ شدن و تقریباً از بین رفتن آموزه ها و ارزش های ادیان و مکاتب الهی است.
البته ادیان و مکاتب الهی تا زمانی مفید واقع می شدند که بخاطر منافع قدرت ها تحریف نشده بودند و در زمان فعلی همه مکاتب و ادیان الهی جز اسلام تحریف شده است.
( من در این متن بحث از شیعه یا سنی نمی کنم و فقط منظورم اساس مشترک است.)
وقتی که یهودیان نبوت حضرت عیسی (ع) را قبول نکردن و به دشمنی با او پرداختند و زمانی که در قوم یهود دو دستگی ایجاد شد ، وقتی که به جای داشتن یک کتاب واحد مسیحیان 3 کتاب با متن های متفاوت دارند و مهم تر از همه وقتی خبر آمدن پیامبر اسلام در آینده از جانب حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) داده شده بود اما بعد از آمدن و نبوت رسول اکرم (ص) عده ای افراطی از قوم یهود و مسیح فقط بخاطر منافع خود نبوت آخرین پیامبر را نپذیرفتند و... این ها تنها پس لرزه های شروع زلزله بحران بود.
اما اگر واقعا یهودیان و مسیحیان کمی فکر میکردند در مورد اسلام و بخصوص قرآن کریم می توانستند بفهمند که اسلام آخرین و کامل ترین دین خداوند است.
من این سوالات را مطرح میکنم
چرا قرآن کریم تحریف ناپذیر است؟
چرا با این همه پیشرفت علم هیچ فرد یا گروهی نمی تواند حتی آیه ای در حد آیات قرآن را بیان کند؟
چرا با وجود نزول قرآن در 1400 سال پیش ولی آیات آن قدیمی نشده است و نمی شود؟
آیا واقعا باور ندارید تمامی کشفیات بشر تاکنون و حتی در آینده از قبل در قرآن وجود دارد و علت مفهوم نبودن و درک نکردن آین آیات عظیم فقط بخاطر ناتوانی عقل آدمی است ؟؟؟؟؟؟؟؟
من در آخر همانند سخنان رئیس جمهور محترم در صحن علنی سازمان ملل عرض میکنم که تنها را نجات بشر از مشکلات فعلی و حتی مشکلات آینده بازگشت به ازرش های آسمانی و پناه بردن به آغوش امن الهی است.
و به حق قرآن کلامی است برای کسانی که می اندیشند.

معنی باکره بودن چیست؟

آیا واقعا باکره بودن فقط برای دختران هست یا نه؟ به نظر من باکره بودن هم برای دختران و هم پسران است یعنی هم دختر و هم پسر باید تا قبل ازدواج خودشان را حفظ کنند.
اما معنی باکره بودن چیست؟ باکره بودن در شرع ، عرف ، پزشکی معنی های متفاوتی دارد. در دختران به پرده نازکی که انواع مختلفی دارد و در ورودی واژن قرار دارد بکارت میگوند. از نظر شرعی یکی از نشانه های دختر بودن داشتن این پرده است و اگر به هر دلیلی پرده وجود نداشته باشد به جز موارد مادر زادی طرف دختر نیست. در پزشکی وجود داشتن و یا نداشتن پرده تفاوتی ندارد و در عرف هم مثل شرع نداشتن پرده به معنی دختر نبودن است.
اما به نظر من اساس باکره بودن بر ارتباط جنسی نداشتن است حال آنکه عده ای از دختران با حفظ پرده بکارت از راه های دیگر ارتباط جنسی بر قرار میکنند و حتی اگر نیمه هم باشد فرقی نمیکند در ضمن دختر و پسر برابرند و هر دو تا قبل ازدواج از روابط جنسی به شدت پرهیز کنند و باکره بودن خود را حفظ کنند.
حال به نظر شما چند درصد دختران و پسران واقعا باکره هستند؟