مقام معظم رهبري در ديدار طلاب و اساتيد حوزه‌هاي علميه



اصل نظام جمهوري اسلامي ايران همواره باقي مي ماند
سپاه نیوز: رهبر معظم انقلاب اسلامي يادآور شدند: دشمنان ملت ایران و نظام اسلامی همچون کف روی آب هستند که از بین خواهند رفت و آن چیزی که باقی می ماند اصل نظام اسلامی است.

ادامه نوشته

  افكار عمومي دنيا سبزها را دسيسه آمريكا مي دانند (خبر ويژه)

رسانه وابسته به عناصر فراري گروهك فدائيان خلق كه از فتنه سبز حمايت مي كند، اذعان كرد ملت هاي مستقل دنيا به اين حركت به عنوان خدمتگزار آمريكا نگاه مي كنند و فقط برخي كشورهاي عربي حامي آن هستند.

«اخبار روز» در اين باره مي نويسد: آنچه در سفر اخير احمدي نژاد به برزيل و آمريكاي جنوبي برخلاف ميل انعكاس دهندگان اعتراض ها مشهود بود، ماهيت اعتراض ها بود. اين اعتراض ها رابطه اي با وضعيت داخلي ايران نداشت و معترضان از سوي دو گروه عمده همجنس گرايان و يهوديان سازمان دهي شده بودند در مقابل افكار عمومي در برزيل قطعا با توجه به سرمايه گذاري عمده جمهوري اسلامي در آمريكاي جنوبي از يكسو و سويه ضد آمريكايي احمدي نژاد از سوي ديگر از حضور و ابراز وجود احمدي نژاد استقبال مي كنند وضعيت در ساير كشورهاي آمريكاي جنوبي نظير بوليوي، اكوادور و ونزوئلا نيز كم و بيش مشابه برزيل است.

افكار عمومي در كشورهاي اسلامي و به طور كلي ميان مسلمانان در سال هاي اخير و علي رغم حوادث و تحولات داخلي ماه هاي اخير ايران، حامي احمدي نژاد بوده است. مردم كشورهايي چون پاكستان، بنگلادش، مصر و... برخلاف تصور رايج كه اخبار حاكي از اين حمايت ها را تبليغات داخلي رسانه هاي وابسته به دولت مي شمرند، احمدي نژاد را سمبل مقاومت در برابر آمريكا مي دانند، او را دوست دارند و در عرصه بين المللي از او حمايت مي كنند.

سايت گروهكي وابسته به چپ هاي آمريكايي همچنين تاكيد مي كند: با توجه به اين واقعيت بايد پرسيد جنبش سبز چه قدر در جذب افكار عمومي موفق بوده است؟ هدف تبليغات سبز بيشتر معطوف به جذب مخاطب غربي بوده است كه نشانه توفيق آن در اتخاذ مواضع بسياري از دولتمردان اروپايي و آمريكايي و كانادايي ، بازتاب گسترده در رسانه هاي انگليس، كسب جوايز متعدد از سوي فعالان جنبش در اروپا بوده است. اما آنچه حائز اهميت است تحليل افكار عمومي دنيا مخصوصا آن بخش كه احمدي نژاد را سمبل مبارزه با آمريكا مي دانند، از ماهيت جنبش سبز است. آنها جنبش سبز را دسيسه اي آمريكايي براي تضعيف يكي از دشمنان سرسخت آمريكا و نماينده طبقات مرفه تلقي مي كنند.

منظور از جلب افكار عمومي، انتخاب به عنوان شخصيت سال مجله تايم يا انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از متفكرين سال]مجله آمريكايي قاوين پاليسي[ نيست. بايد پيش فرض افكار عمومي به ويژه در كشورهاي جنوب نسبت به جمهوري اسلامي را منقلب كنيم.

  موسوي بازهم نتوانست دم خروس را پنهان كند!

ميرحسين موسوي بدون اشاره به اينكه پاره كنندگان تصوير حضرت امام(ره) در 16 آذر حاميان او بوده و به دعوت او اين تجمع غيرقانوني را برگزار كرده اند، كوشيد اين اقدام اراذل و اوباش حامي خود را توجيه كند!

موسوي كه طي چند ماه گذشته به خاطر كينه ورزي بي پرده با آموزه هاي حضرت امام(ره) بارها مورد حمايت صريح آمريكا و انگليس قرار گرفته و با گروه هاي داخلي مطرود امام نيز دائماً نشست و برخاست دارد در مصاحبه اي كه روزنامه جمهوري اسلامي تدارك آن را ديده است گفت: «اطلاعات دقيقي درباره اينكه اصولاً چنين كاري صورت گرفته باشد ندارم. درباره عاملان اين اقدام ساختارشكنانه نيز اطلاعات روشني نداريم ولي به هر حال اگر چنين كاري صورت گرفته باشد اين يك اقدام مشكوك است». موسوي سپس به جاي عذرخواهي از اين اهانت بزرگ كه توسط حاميان او صورت گرفته به صدا و سيما حمله كرد و گفت: «پخش آن صحنه ضدانقلابي از سيماي جمهوري اسلامي اقدام نادرستي بود.»

موسوي در اين باره توضيحي نداده است كه اگر پخش تصوير اهانت حاميان او به امام از صدا و سيما غيرقابل قبول است، پس درباره فتنه گري هاي چند ماهه و پادويي او براي سرويس هاي اطلاعاتي دشمن در داخل ايران چه بايد گفت؟

موسوي سپس در جملاتي كه استيصال از سر و روي آن مي بارد اضافه مي كند: «كساني كه به اينجانب محبتي دارند هرگز كوچكترين اهانت به حضرت امام خميني را جايز نمي دانند و حفظ حرمت امام را واجب مي دانند. اطمينان دارم كه دانشجويان هرگز دست به چنين ساختارشكني ها نمي زنند زيرا همه مي دانيم كه دانشجويان به امام عشق مي ورزند و حاضرند براي آرمان هاي امام جان فشاني كنند.» آنچه موسوي در اين سخنان خود از آن غفلت كرده يا خود را به تجاهل زده اين است كه كساني كه به امام ارادت دارند ديگر مدت هاست محبتي به امثال موسوي ندارند و براي موسوي همان منافقين و ضد انقلاب و آمريكا و اسرائيل باقي مانده است.

برخي ناظران عقيده دارند اين اظهارات از جانب موسوي بيش از آنكه موضعي عليه ماجراي نفرت انگيز اهانت به امام باشد تلاشي است براي گريز از عواقب اين حرمت شكني بزرگ كه مردم انتظار دارند هرچه زودتر با برخوردي قاطع از جانب قوه قضائيه آشكار شود.

تشكر گروه هاي ضد انقلاب از سران فتنه به خاطر پاره كردن عكس امام (ره)

يك گروهك تروريستي از اوباشگري بقاياي ضدانقلاب در روز 16آذر استقبال كرد.

سايت گويا نيوز (سيانيوز) كه يكي از سازمان دهندگان ناكام آشوبگري طي 6 ماهه گذشته و به ويژه روزهاي 16 تا 18آذر بود، با انتشار بيانيه گروهك كومله، از قول اين گروهك نوشت: «اتفاقات روزهاي 16و 17آذر نمايش رشد و توان دموكراسي خواهي عليه ديكتاتوري ديني بود. شعارهاي مطرح شده در اين نمايشات اعتراضي بيانگر عبور جنبش از حلقه اصلاح طلبي اسلامي و قانون اساسي و سر آغاز رشد سكولاريسم بود. ما در طول اين 3 دهه خود را متحد جنبش هاي دموكراتيك دانسته و اكنون نيز براي تقويت پيوند با اين جنبش ضروري است كه همه تلاش خود را به كار بنديم».

دو گروهك كومله و دموكرات به واسطه مزدوري مستقيم رژيم صدام و سازمان هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل، نقش ويژه اي در قتل عام مردم بيگناه كردستان و ساير جوانان برومند كشور كه براي دفاع از مرزها به منطقه عزيمت كرده بودند، ايفا كردند و در اين راه حتي به شهروندان غيرنظامي نيز رحم نكردند. اين دو گروهك كه طيفي از آنها در شمال عراق مستقر هستند در اغتشاشات حول و حوش انتخابات نيز از طريق قاچاق تروريست، تامين بمب و مواد انفجاري و اسلحه به مزدوري سازمان هاي جاسوسي بيگانه مبادرت كردند.گروهك هاي چپ نمايي كه مدت هاست در استخدام آمريكا و انگليس قرار گرفته اند، براي يارگيري سرويس هاي جاسوسي در دانشگاه، و استخدام ميليشيا به عنوان واسطه عمل مي كنند و البته چپ هاي كذايي ترجيح مي دهند تابلوهاي بدنامي چون كومله و دموكرات را بلند نكرده و از عناويني نظير «چپ هاي برابري خواه»، «سوسياليست هاي عدالت خواه و...» استفاده كنند.

شکایت بنی صدر از خانم مجيد توکلي!!!

شنیده های خبرنگار اون ور آبی ما !حکایت از شکایت بنی صدر از خانم مجيد توکلي دارد!.

بر پایه این گزارش بنی صدر با مراجعه به دادگاه کپی رایت لندن ! از خانم مجيد توکلي! شکایت رسمی کرد .

گفتنی است شکایت بنی صدر پس از آن صورت گرفت که توکلی  پس از آنكه نتوانست 1۶ آذر در دانشگاه امیرکبیر با سخنراني ساختار شكنانه و اهانت آميز خود بر تعداد تجمع كنندگان حامي مير حسين موسوي بيفزايد، با مشاهده حضور پررنگ دانشجويان حامي انقلاب اسلامي احساس خطر كرد و با آرايش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد. 

بنی صدر در گفتگو با خبر نگاران این نوع فرار را مختص خود دانسته و این اقدام توکلی  را تخطی از قانون کپی رایت! بيان کرده است!.

بنی صدر در بخش دیگری از گفتگوی خود خطاب به توکلی گفته است : اگر می خواهید فرار کنید یا از مانتو ! استفاده  کرده و یا پشت چادرتان به منبع اصلی واقعه اشاره کنید .

وی استفاده از روش فرار چادری را با ذکر منبع بلا مانع دانسته است!.

گزارش خبرنگار ما می افزاید خانم صلح نوبل ! وکالت هر دو طرف را به صورت رایگان  پذیرفته و از الان در صدد آشتی دادن طرفین است.

لازم به توضیح است بعد از درز خبر فرار توکلی در سایتهای خبری قیمت چادر و مقنعه! با شیب تندی در حال افزایش است!.

جدول تناوبی

سلام 

کامل ترین جدول

۱ - جدول شماره ۱

۲ - جدول شماره ۲

۳ ـ جدول شماره ۳

۴ - جدول شماره ۴

۵ - جدول شماره ۵

دوست عزیز لطفا مطالب وبلاگ رو با ذکر منع استفاده کنید

جدول ۱

http://img3.tinypic.info/files/juzrxaxwqpjdb8rnmuab.jpg

جدول ۲

http://img3.tinypic.info/files/d1wuc69hv8jgyi8q3pot.jpg

جدول ۳

http://img3.tinypic.info/files/mgjzl2akjd12uwqq8cn6.jpg

جدول ۴

http://img3.tinypic.info/files/55ncc5twgp0abc53pl1v.jpg

جدول ۵

http://img3.tinypic.info/files/vitv5cjo67zccq6moysx.gif

آقايان منزل تشريف داشتند...؟!

آشوبگري هاي پراكنده پياده نظام آمريكا در ايران روز گذشته در حالي انجام شد كه هيچ كدام از سران فتنه جرئت حضور در جمع دوستان خود را نيافتند.
از چند هفته پيش تمامي رسانه هاي وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس از جمله بي بي سي فارسي و تلويزيون صداي آمريكا تمام ظرفيت هاي خود را بر تحريك مردم در جهت حمايت از جريان فتنه به كار گرفته بودند اما حوادث 16 آذر امسال نشان داد نه فقط مردم ايران اعتنايي به اين تبليغات نكردند بلكه سران فتنه هم آرام آرام در حال تكاپو براي يافتن كنج عافيت- بخوانيد سوراخ هاي موش- هستند.
ميرحسين موسوي كه غروب روز 15 آذر با صدور بيانيه اي از مردم خواسته بود در روز 16 آذر به «جنبش سبز»(!؟) بپيوندند ديروز ترجيح داد در خانه بنشيند و براي همراهي با تعداد اندك آشوبگران حتي يك قدم هم برندارد. برخي از اطرافيان جريان فتنه طي روزهاي اخير به شدت به موسوي اعتراض كرده بودند كه چرا در روز 13 آبان حتي سرش را از پنجره هايي كه در آن اقامت داشت بيرون نياورده است!
ديروز از مهدي كروبي هم كه طي هفته هاي گذشته سعي كرده بود چهره يك شعبان بي مخ كامل را از خود به نمايش بگذارد، نشاني نبود. گزارش هاي رسيده به خبرنگاران كيهان حاكي از آن است كه درون خانواده كروبي درباره حضور يا عدم حضور او در آشوب هاي 16 آذر اختلاف وجود داشته و وي نهايتاً به اين نتيجه رسيده كه در خانه ماندن بهتر از هر كار ديگري است. كروبي اخيراً در برخي ملاقات هاي خود از اين موضوع كه خاتمي و موسوي او را گوشت دم توپ كرده اند و او را براي حضور در خيابان تحريك مي كنند بي آنكه خود انگيزه اي براي اين كار داشته باشند، شديداً گله كرده بود.
محمد خاتمي هم كه از يكي دو روز قبل به برخي اطرافيان خود گفته بود در مراسم روز 16 آذر شركت نخواهد كرد، با به نمايش گذاشتن اوج فرصت طلبي ديروز در هيچ تجمعي حاضر نشد. خاتمي اخيراً تاكيد كرده است كه 16 آذر به ما ربطي ندارد و بيشتر در پي آن است كه رفتارهاي خائنانه خود در ايام انتخابات را رفع و رجوع كند.
در مجموع به نظر مي رسد عدم حضور سران فتنه در تجمعات روز 16 آذر اولا نشان دهنده آن است كه اين افراد به رويگرداني مردم از خود باور قطعي پيدا كرده اند و ثانياً ترجيح مي دهند با به ميدان كشاندن برخي جوانان دانشجو و امثال آنها خود از پرداخت هرگونه هزينه اي اجتناب كنند.

پرتاب يك دانشجو از طبقه دوم دانشكده توسط حاميان موسوي

حاميان موسوي در دانشگاه بوعلي سينا در جريان برگزاري مراسم‌هاي روز دانشجو در اين دانشگاه، يكي از دانشجويان را از طبقه دوم دانشكده علوم پايه به پايين پرتاب كردند.

محمد تقي اسدي مسئول بسيج دانشگاه بوعلي سينا همدان در گفتگو با فارس، با اشاره به تجمع ديروز دوشنبه دانشجويان انقلابي اين دانشگاه، اظهار داشت: تجمع دانشجويان بوعلي سيناي همدان با برگزاري نماز جماعت در داخل سالن دانشكده علوم پايه آغاز شد.

وي با بيان اينكه در اين تجمع عده‌اي از طرفداران موسوي قصد داشتند تا با درگيري دانشجويان در دانشگاه اغتشاش ايجاد كند، تصريح كرد: برخي از دانشجويان منتسب به طيف غيرقانوني علامه با در دست داشتن بطري‌هاي حاوي وايتكس، محتويات اين بطري‌ها را بر روي صورت دانشجويان مي‌پاشيدند.

مسئول بسيج دانشگاه بوعلي سيناي همدان ادامه داد: در حالي كه دانشجويان انقلابي دانشگاه بوعلي سينا از درگيري با طرفداران موسوي اجتناب مي‌كردند، افراطيون يكي از دانشجويان دانشگاه بوعلي را از طبقه دوم دانشگاه علوم پايه اين دانشگاه به پايين انداختند.

اسدي با اشاره به اينكه متاسفانه برخي از بيرون از دانشگاه وارد فضاي دانشگاه بوعلي شده و با دانشجويان به زد و خورد پرداختند، تصريح كرد: ما اين گونه اقدامات و ورود برخي افراد غيردانشجو را به فضاي دانشگاه‌ها محكوم مي‌كنيم

  موسوی:"مسئله، انتخابات نیست"

   موسوی:"مسئله، انتخابات نیست"

به گزارش شبكه ایران موسوی در ابتدای بیانیه شماره 16 خود كه دیروز منتشر شد، با اعتراف به ریزش نیروهای منتسب به وی در سطح جامعه و دانشگاه، اظهار می دارد: دانشجویان نه مستوره‌ای كوچك از مردم، كه یكی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشكیل می‌دهند. در حال حاضر از هر بیست ایرانی یك نفر دانشجوست.


اگر چه مهندس موسوی به آمار "هر 20 ایرانی یك نفر دانشجو" اذعان می كند و از سوی دیگر سعی دارد دولت را در مقابل دانشجویان نشان دهد اما پاسخی به این تناقض نمی دهد كه چگونه ممكن است در دولتی كه مخالف دانشجویان است آمار دانشجویان افزایش پیدا كرده و دانشگاه ها در این دولت توسعه كمی و كیفی پیدا كرده باشند؟

كاندیدای اصلاح طلبان كه به مناسبت 16 آذر، روز دانشجو بیانیه صادر كرده است، گویا ماهیت این روز را فراموش كرده چرا كه در این بیانیه هیچ اشاره ای به ماهیت نامگذاری این روز و علت شهادت دانشجویان معترض به سفر رییس جمهور آمریكا به ایران در سال 1332 نمی كند. رویه ای كه او در بیانیه اسبق خود به مناسبت 13 آبان –روز مبارزه با استكبار و تسخیر لانه جاسوسی- نیز دنبال كرده بود و به جای پرداختن به اصل ماجرا، "حاشیه‌روی" در پیش گرفته بود.

*پایبندی به قانون اساسی!

وی در یك عقب نشینی تاكید می كند: "اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی كه در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست كه اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود". البته او نسبت خود را با قانون اساسی مشخص نمی كند و پاسخی به قریب شش ماه قانون شكنی خود نمی دهد. قانون شكنی كه كار به جایی رساند تا 144 نماینده مجلس شورای اسلامی را به شكایت از مهندس موسوی وادارد. به گفته نمایندگان، "بیانیه‌ها و اقدامات موسوی در طول این مدت لطمات و صدمات جبران‌ناپذیری را به آبروی نظام اسلامی و مردم و نیز اموال عمومی وارد كرده است." نمایندگان تاكید می كنند كه "این شكایت حقوقی است نه سیاسی و در راستای حقوق مردم، ما از قوه قضائیه خواستیم این اتهامات را بررسی و قانون را اجرا كند اگر مشكل ندارند تبرئه و اگر مشكل دارند برخورد قانونی ‌كنند."

رییس فرهنگستان هنر در ادامه ادعای خود درباره "تقلب" را همراه با " انبوهی از مشاهدات و مستندات" تكرار می كند اما همچون دفعات قبل حتی یك سند درباره این ادعا ارایه نمی دهد.

او می گوید: " از ما می‌خواهند كه مسئله انتخابات را فراموش كنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم كه چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست كه فلانی باشد و فلانی نباشد". اعتراف صریح مهندس موسوی به اینكه مسئله و مشكل وی "تقلب و انتخابات" نیست بر خلاف ادعای پیشین كه همواره خود را معترض انتخابات نشان می داد، این فرضیه را ثابت می كند كه هدف وی و همدستانش كودتای مخملین در پس انتخابات بوده است. كودتایی كه با هوشیاری ملت و درایت رهبری انقلاب ناكام ماند. شاید به همین دلیل است كه برخی از نمایندگان حامی موسوی كه هم اكنون نامه شكایت از او را امضا كرده‌اند، معتقدند كه در ایام انتخابات برداشت دیگری از موسوی داشته‌اند اما در حوادث پس از انتخابات به ویژه حوادث روز قدس و 13 آبان و بیانیه‌های موسوی، به هیچ وجه مورد تایید آنها نیست به همین دلیل برخی حامیان دیروز موسوی در مجلس به شاكیان امروز وی تبدیل شده‌اند.

*تشویق به ادامه اغتشاشات

نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در بیانیه شماره 16 خود آشوبگران را به ادامه اغتشاش در روزهای 17 و 18 آذر دعوت می كند و یادآور می شود كه می توان در روزهای دیگر هم اغتشاش كرد: "۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌كنید. ۱۷ آذر چه می‌كنید؟ ۱۸ آذر چه می‌كنید؟". با توجه به ریزش صعودی هواداران مهندس موسوی، او تلاش دارد تا همچنان طرفدارانش را برای "اردوكشی خیابانی" در صحنه نگه دارد.

مهندس موسوی در پایان اظهار می دارد: اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یكی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یك شروع خوب است. یا شنیدم كه در عید غدیر مخالفان مردم به یكدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی كه این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم كه سبز را انتخاب كردیم، بلكه سبز بود كه ما را برگزید.

تلاش موسوی برای تداوم آشوب‌ها و تحریك احساسات دانشجویان در حالی صورت می‌گیرد كه افكار عمومی و نمایندگان ملت در پارلمان منتظر محاكمه متهم ردیف اول "اغتشاشات پس از انتخابات" هستند.

ناگفته‌های سردار فضلی از حوادث پس از انتخابات دهم

ناگفته‌های سردار فضلی از حوادث پس از انتخابات دهم

 

 




به گزارش شبکه ایران سردار سرتیپ علی فضلی عصر امروز در مراسم جشنواره شهدای فرهنگی سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ در مراسم جشنواره شهدای فرهنگی سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ به بازخوانی پرونده قبل و بعد از انتخابات پرداخت و افزود: قریب به یک دهه است که نحوه براندازی‌ها عوض شده است اما در این یک دهه بنیادهایی در آمریکا سازماندهی شده‌اند که در اقصی‌نقاط جهان به شیوه‌های مدرن و جدید حکومت‌های مختلف را عوض کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به بنیاد «جورج سوروس» اشاره کرد که در 31 کشور این عملیات براندازانه را ترتیب داده‌اند اما در 17 کشور موفق شده، در پنج کشور ناموفق مانده و در 9کشور نیز با مصالحه قدرت‌ها ختم به خیر شده است. 

سردار فضلی با اشاره به تعبیر رهبر انقلاب در خصوص فتنه عمیق بعد از انتخابات تاکید کرد: رهبر انقلاب به خاطر پیچیدگی این فتنه آن را فتنه عمیق نامیده‌اند زیرا نیروهای خودی و غیرخودی در این مساله از هم تفکیک‌ناپذیرند و فضا غبارآلود است برای همین تشخیص دشمن از غیردشمن کار سختی است. 

**افرادی پیش از انتخابات با بنیاد سورس پیوند برقرار کرده و به‌دنبال براندازی بودند 

فرمانده سپاه استان تهران با اشاره به اینکه افرادی در کشور و پیش از انتخابات با بنیاد آمریکایی سورس پیوند برقرار کرده و به‌دنبال براندازی بودند، گفت: این افراد چهار لشکر سازماندهی کرده‌ بودند که یکی از آنها سازمان رای با 300 هزار عضو در تهران و 150هزار نفر در شهرستان‌ها بوده است که در ایران بستری فراهم شود که در انتخابات دهم فضا را به نفع خود تغییر دهند. 

وی ادامه داد: این افراد در قالب گروه‌های مختلف از جمله گروه‌های امنیتی، اغتشاشات، کارگری، ضد تبلیغاتی و... همچنین 20 زیرگروه که همه اقشار جامعه را دربر می‌گرفت سازماندهی شده بودند. 

** بسترسازی احزاب دوم خدادی برای اغتشاشات 

فضلی افزود: نهضت آزادی، حزب ملی، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران اقدام به بسترسازی برای این اغتشاشات و سازماندهی آن می‌کردند. در همین زمان چهار نفر از طریق شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند و کار انتخابات شروع شد. 

**چهار گام برای براندازی نظام 

فرمانده سپاه استان تهران با یادآوری اردوکشی‌ها در زمان تبلیغات انتخاباتی توسط گروه‌های حامی نامزدهای انتخاباتی در خیابان‌ها به قصد براندازی نظام تصریح کرد: این افراد در خیابان‌ها آمدند تا چهار گام را برای این کار بردارند؛ اول گفتند تقلب بزرگی در راه است و این موضوع را از اول اسفند 87 آغاز کرده و تا پایان رای‌گیری ادامه دادند چون باید فرآیندی طی می‌شد تا مردم بپذیرند که تقلبی واقعا صورت خواهد گرفت. 

وی دومین گام این افراد را تشکیل کمیته صیانت از آرا توسط محتشمی‌پور دانست و گفت: سومین مرحله القای دروغگو بودن دولت به مردم بوده است و در مرحله آخر این را به جامعه تلقین کردند که اگر موسوی رای آورد که هیچ؛ اگر رای نیاورد، باید فریاد بزنیم: «ابطال انتخابات»، و اگر ابطالی صورت نگرفت به کف خیابان‌ها آمده و آنها را مجبور به این کار بکنیم. 

سردار فضلی اظهار داشت: مفهوم این حرف یعنی اگر نظام اسلامی انتخاباتی را برگزار کرده که در آن تقلبی صورت گرفته است دیگر مشروعیت ندارد بلکه دولتی که مشروعیت ندارد انتخاباتی را نمی‌تواند برگزار کند و باید بیگانگان و عقبه فتنه این انتخابات را دوباره برگزار کنند. 

**گروه‌هایی بعد از ظهر روز انتخابات به موسوی تبریک گفتند 

وی ادامه داد: در روز 22 خرداد قریب به 85 درصد مردم به پای صندوق‌های رای آمدند اما در ساعت 5 و 6 بعدازظهر روز جمعه که هنوز مردم در حال رای دادن بودند، گروه‌هایی به موسوی تبریک گفتند که او برنده انتخابات است. موسوی نیز 11 شب مصاحبه می‌کند و می‌گوید که براساس اخبار رسیده از ستادهای انتخاباتی اینجانب، من رییس‌جمهور هستم. 

**فراخوانی 100 هزار نفری برای محاصره وزارت کشور 

سردار فضلی تاکید کرد: این اتفاق یعنی اگر فردا صبح اسم میرحسین موسوی از صندوق‌ها بیرون آمد که اتفاقی نیفتاده، اما اگر احمدی‌نژاد رای آورد حتما تقلبی صورت گرفته که این اتفاق نیز افتاد و احمدی‌نژاد به عنوان رییس‌جمهور معرفی شد. آنها نیز روز جمعه 23 خرداد در فراخوانی 100 هزار نفر را جمع کردند تا وزارت کشور را محاصره کنند اما نیمه‌شب گذشته بخشی از آرا شمارش شد و نیروهای امنیتی متوجه این کار اغتشاشگران شدند و وزارت کشور قرنطینه شد. در صورتی که فقط در این وزارتخانه تجمیع آرا صورت می‌گرفت و رای‌ها در فرمانداری‌های شهرهای مختلف شمارش می‌شد. 

**وقتی نتوانستند به وزارت کشور نزدیک شوند، درگیری‌های فیزیکی شروع شد 

فرمانده سپاه استان تهران ادامه داد: چون نتوانستند این افراد به وزارت کشور نزدیک شوند خیابان‌های اطراف را تسخیر کردند و درگیری‌های فیزیکی شروع شد، به شکلی که سطل‌های زباله را در تهران آتش زدند و در 11 شهر دیگر کشور نیز همین ماجرا تکرار شد. مثلا در دانشگاه آزاد کرج افرادی وارد شده و برگه‌‌های امتحانی دانشجویان را پاره کردند، شیشه‌های دانشگاه را شکستند و به نیروهای انتظامی حمله کردند. 

وی گفت: بعدازظهر همان روز با استاندار تهران تماس گرفتم و خواهان جلسه فوق‌العاده برای جلوگیری از حوادث احتمالی آینده در تهران شدم. استاندار نیز موافقت کرده و مرکز کنترل ترافیک را محل برگزاری این جلسه اعلام کرد. 

وی افزود: زمانی که از کرج به سمت تهران در حال حرکت بودم و وارد میدان آزادی شدم، آتش و دود زیادی را در این میدان مشاهده کردم و هرچقدر به سمت میدان انقلاب نزدیک‌تر می‌شدم افرادی سطل‌های زباله و موکت‌های محل نماز جمعه را آتش زده بودند که دودی غلیظ فضای آن محل را پر کرده بود. 

سردار فضلی افزود: وقتی که وارد مرکز کنترل ترافیک شدیم مانیتور بزرگ مرکز محل ورود کوی دانشگاه را نشان می‌داد. من دیدم که افرادی با موتور نیروی انتظامی در حال ورود به کوی هستند. بعضی‌ها نیز از درون کوی به سمت آنها سنگ پرتاب می‌کنند. بعضی‌ها نیز با لباس شخصی در حال بالا رفتن از میله‌های کوی دانشگاه و ورود به آنجا هستند که البته بر روی زبان‌هایشان نیز کلمه «یا زهرا» فریاد زده می‌شد. در همین حال سنگفرش خیابان کوی دانشگاه پر از تکه‌های آجر و کلوخ، همچنین شیشه فراوان بود. 

**لباس‌شخصی‌ها خون به دل رهبر انقلاب کردند 

فرمانده سپاه استان تهران تصریح کرد: دیدم یک کامیون حمل زباله نیز آتش زده شده است. از سردار زارعی پرسیدم موتورسواران نیروی انتظامی چرا وارد کوی دانشگاه می‌شوند؟ مگر در حادثه 18 تیر ندیدید چه فتنه‌ای به‌پا شد که سردار زارعی به من گفت: آقای (فرهاد) رهبر(رییس دانشگاه تهران) از من تقاضا کرده که به کمک آنها برویم. در همان زمان نیز خبر رسید به ساختمان سبحان حمله شده و لباس‌شخصی‌ها نیز آن حادثه عظیم را در کوی دانشگاه ایجاد کردند که خون به دل رهبر انقلاب کرد و مقام معظم رهبری فرمان پیگیری داد. 

** افرادی که از کوی دانشگاه بالا رفتند، نه بسیجی هستند نه سپاهی 

فرمانده سپاه استان تهران با تاکید بر اینکه دشمنان قصد داشتند که شیرینی انتخابات را به مردم تلخ کنند، گفت: در جشن پیروزی انتخابات که در میدان ولیعصر با حضور رییس‌جمهور برگزار شده بود، خبر دادند که افرادی از کوی دانشگاه بالا رفته‌اند که نه بسیجی هستند نه سپاهی. چون سپاه و بسیج سازمان‌یافته است، فرمانده دارد و کاملا مشخص هستند. 

فضلی ادامه داد: در روز 25 خرداد مردم را دوباره به کف خیابان‌ها آوردند و از میدان فردوسی تا انقلاب و آزادی جمع کردند. موسوی نیز در میدان انقلاب برای آنها کمی صحبت کرد و جمعیت دوباره به سمت خیابان و میدان آزادی به راه افتاد. 

**حمله به ادارات دولتی و مجتمع‌های تجاری 

وی با طرح این پرسش که اگر تمام افراد شهر تهران به موسوی رای می‌دادند که در آن روز به خیابان‌ها آمده بودند، آیا دیگر جایی برای حرکت بود، گفت: مردم به سرعت صف خود را از اغتشاشگران جدا کردند اما آنها در خیابان آزادی آمدند و شروع به حمله به بانک‌ها و ادارات دولتی، اماکن دولتی و مجتمع‌های تجاری به قصد برخورد فیزیکی کردند و سرقت و حمله به اموال دولتی از همان لحظه شروع شد. 

**حمله به مراکز نظامی 

سرتیپ فضلی تصریح کرد: در آن لحظه هنوز نظام تصمیم به برخورد با آنها نگرفته بود اما این افراد سراسیمه قصد تخریب اموال عمومی را داشتند و حتی به مراکز نظامی نیز حمله کردند؛ مانند ناحیه مقداد که با سنگ به این ناحیه حمله شد. دقایقی بعد نیز خبر رسید که به بسیج کارگری شهر تهران بزرگ نیز حمله شده اما آنها دفاع کردند. 

وی با تشریح ماجرای حمله اغاتشاشگران به حوزه 113 در نزدیکی خیابان آزادی گفت: این حوزه در کوچه‌ای دونبش قرار دارد که معمولا محل نگهداری اسلحه گردان عاشورای همان منطقه است و 25 نفر برای حمله به این حوزه سازماندهی شدند. 

وی ادامه داد: در این حوزه سه سرباز وجود داشتند که از اغتشاشگران درخواست می‌کردند تا به این حوزه حمله نکنند چون باعث ایجاد مشکل برای سربازانی که فرزندان من و شما هستند می‌شد و امکان اضافه خدمت برای آنها را داشت. 

**خودرویی مشکوک، تیراندازی‌کنان، مردم را به رگبار بست 

فضلی تصریح کرد: افراد داخل این حوزه تویوتایی در حیاط پارک کرده بودند که آن را پشت در ورودی این ساختمان قرار دادند تا از حمله اغتشاشگران جلوگیری کنند و از نیروی انتظامی نیز خواستار کمک شدند. دقایقی بعد خبر می‌رسد که خودرو با کوکتول مولوتوف به آتش کشیده شده و در همان منطقه و نزدیکی میدان آزادی خودورویی نیز تیراندازی‌کنان که مشکوک به نظر می‌رسد مردم را به رگبار بست. 

وی گفت: اغتشاشگران به حوزه حمله می کنند و تابلوی آنجا که نماد مکانی است که در آنجا خدمت می‌کنند را به آتش می‌کشند، از دیوار بالا آمده و وارد حوزه می‌شوند اما نیروها به آنها تذکر می‌دهند که این مکان محل نگهداری سلاح می‌باشد و در صورت ورود شما، ما مجاز به برخورد هستیم. اما آنها گوش نمی‌دهند و به آنجا حمله می کنند. 

فرمانده سپاه استان تهران تاکید کرد: فردی که نیز از تیر چراغ برق در حال بالا رفتن بود و شال سبزی بر گردن داشت از پشت براساس مدارک و تصاویر دوربین‌های خود اغتشاشگران مورد هدف قرار می‌گیرد. پس از این ناحیه نیز هیچ گلوله‌ای به سمت آنها شلیک نشده است اما تیراندازی هوایی برای ترساندن افراد حمله‌کننده به حوزه صورت می‌گیرد و متاسفانه به طریق بسیار مشکوکی سه تا چهار نفر در این ماجرا کشته می‌شوند. 

**آتش زدن جرثقیل شخصی مردم و اتوبوس واحد 

سردار فضلی 63 نقطه دیگر در تهران را در همان لحظه متشنج اعلام کرد و گفت: حتی جرثقیل شخصی مردم را آتش زدند و در خیابان جناح، مسافران اتوبوس شرکت واحد را پیاده کرده و اتوبوس را نیز به آتش کشیدند. نیروی انتظامی به آن منطقه می‌آید و بین حوزه و حمله‌کنندگان فاصله ایجاد می‌کند که بعد از سه دقیقه از حضور آنها، 15 تا 20 موتور نیروی انتظامی را این اراذل به آتش می‌کشند و دوباره به حوزه حمله می‌کنند. 

وی اظهار داشت: تا پاسی از شب در تهران درگیری بود و فردای آن روز بنا به دستور ماهواره‌ها و عقبه فتنه این افراد برچسب به دهان زده اقدام به راهپیمایی کردند. بعد از آن روز نیز راهپیمایی سکوت برگزار شد. فردای آن روز نیز لباس مشکی پوشیدند و به خیابان‌ها آمدند اما در تمامی این اغتشاشات حمله به بانک‌ها، ادارات و اماکن دولتی و مغازه‌ها صورت می‌گیرد. 

**فرصت رهبر انقلاب به اغتشاشگران 

فرمانده سپاه استان تهران با تشریح نماز پرشکوه روز 29 خرداد که رهبر انقلاب در آن به سخنرانی پرداختند، گفت: مقام معظم رهبری به اغتشاشگران فرصتی داد تا مسائل خود را از طریق قانونی حل کنند و به آنها اخطار کرد که کاری نکنند تا عقبه فتنه آنها را به مردم معرفی کرده و رسوا کنند اما امیدوار بودیم که اگر اشتباهی از آنها اگر رخ داده بود، دیگر تکرار نشود. 

** فجیع‌ترین حادثه در تهران در 30 خرداد 

وی با تشریح ماجرای فردای 29 خرداد ادامه داد: در روز شنبه 30 خرداد از ساعت سه بعدازظهر از پیاده‌روهای شمال به سمت جنوب خیابان ولیعصر تا میدان فردوسی حدود 15 تا 20 هزار نفر از افرادی که سازماندهی شده بودند و معلوم بود که به قصد و نیت درگیری به خیابان‌ها آمده‌اند، اغتشاشات را آغاز کردند. من نیز از مسیری عبور می‌کردم و دیدم که کف خیابان‌ها مملو از نیروهای خودی بود و اجازه تجمع به کسی داده نمی‌شد اما آنها در ایستگاه‌های مترو و عرض خیابان‌ها ایستاده بودند. حتی دختر خانمی با مشت محکم به سینه یک سرباز کوبید که آن نیز جواب وی را داد. در آن روز فجیع‌ترین حادثه در تهران به وقوع پیوست. 

** 6700 سطل زباله در روز 30 خرداد آتش زده شد 

فرمانده سپاه سیدالشهدا تاکید کرد: به بانک‌ها حمله شد، ایستگاه‌های مترو و ساختمان‌های دولتی، 6700 سطل زباله در آن روز آتش زده شد و بیش از 180 نقطه تهران درگیری بود. در آن روز نیز از طرف نیروهای انتظامی و بسیج شلیکی صورت نگرفت اما تیراندازی‌های مشکوکی 12 تا 13 کشته بر روی دست نظام باقی گذاشت. 

**جبهه اصلاحات در روز 30 خرداد اقدام به جشن گرفتن کرده بود/عامل کشته‌ها اغتشاشگران هستند 

سردار فضلی با اشاره به اینکه جبهه اصلاحات در آن روز اقدام به جشن گرفتن کرده بود، چون نظام را به چالش کشیده بودند، گفت: عامل این کشته‌ها فقط کسانی هستند که اقدام به اغتشاشات کرده‌اند زیرا نظام، انتخاباتی خوب برگزار کرده و کاری نکرده است که خود را زیر سوال ببرد اما این فتنه تا 13 آبان نیز ادامه داشت و خواب‌هایی نیز برای روز 16 آذر دیده‌اند. 

**برنامه اغتشاشگران برای 13 آبان 

وی با تشریح اتفاقات روز 13 آبان نیز گفت: این اغتشاشگران تمام استعداد و توان خود را در روز 13 آبان به خیابان‌ها کشاندند و برای این کار 170 نقطه در تهران را برای اغتشاشات پیش‌بینی کردند و تخمین زده می‌شود 2 تا چهار هزار نفر از اراذل به خیابان‌ها آمده بودند. 

**آقای کروبی چرا با نایب امام زمان و همراه امام می جنگید؟ 

این فرمانده جانباز دوران دفاع مقدس با خطاب قرار دادن مهدی کروبی گفت: آقای کروبی، چرا اینقدر این ماجرا را کش می‌دهید و اقدامی می‌کنید تا دشمن شاد شود؟ اگر گذشته شما این بوده است که بر روی شکم شما آثار شکنجه دوران ستمشاهی دیده می‌شود، چرا آن را حفظ نمی‌کنید؟ مگر امروز همان کسی که نایب امام زمان بوده است و به همراه امام رحمت‌الله نیز بوده، رهبری ما را برعهده ندارد؟ چرا با وی می جنگید؟ 

وی همچنین با اشاره به باز کردن درهای سفارتخانه‌های خارجی بر روی اغتشاشگران و پناه دادن به آنها گفت: در روز 13 آبان همه شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل می‌دادند اما بعضی‌ها آمدند و مرگ بر روسیه و چین گفتند. ما نیز مشکلی با این شعار نداریم؛ بر آنها هم مرگ باد، اما دارید راه را عوض می‌کنید. 

**بسیجیان اغتشاشات را حل کردند 

سردار فضلی راه برگشت را در همان بعد از انتخابات برای بعضی افراد باز دانست و گفت: اما این افراد تمام پل‌های پشت‌سر خود را خراب کردند و در ام‌القرای جهان اسلام کاری کردند که بانوان ایرانی جرات تردد در خیابان‌ها را نداشتند اما بسیجیان که درود خدا بر آنها باد، بدون ادعا، اغتشاشات را حل کردند. 

**بسیجیان استان تهران برای خاموش کردن اغتشاشات به تهران آمدند 

فرمانده سپاه استان تهران با تاکید بر اینکه بعضی از نخبگان در جریان بعد از انتخابات مردود شدند، گفت: تمام بسیجیان استان تهران از پیروزکوه، دماوند، بومهن، پردیس، پاکدشت، ری، اسلامشهر، رباط‌کریم، شهریار، شهر قدس، ملارد، ساوجبلاغ، کرج و حتی از برخی دیگر از استان‌ها مانند فرزند شهید شوشتری به تهران برای خاموش کردن اغتشاشات آمده بودند. 

سرتیپ فضلی با خطاب قرار دادن حاضرین در این مراسم گفت: این حادثه آتش زیر خاکستر است و می‌خواهند شایعه‌پراکنی کنند تا امید مردم را ناامید کرده و به یاس تبدیل کنند.

ناگفته هاي مجيد مجيدي از رهبر معظم انقلاب

 مجيد مجيدي که از کارگردانان نامي سينماي کشور هستند چند سال پيش در گفتگو با يکي از نشريات به ناگفته هايي از زندگي و افکار هنري و اجتماعي رهبر معظم انقلاب پرداخته بود.

به گزارش پرچم، مجيدي در اين گفتگوي طولاني درباره احاطه حضرت آيت الله خامنه اي به مسائل هنري و فرهنگي مي گويد: ايشان در زمينه هاي فرهنگي جامع الشرايط هستند. شما هيچ يک از مسئولين فرهنگي کشور را نمي توانيد نام ببريد که به اندازه ايشان با سواد باشد. فيلم ديده باشد و موسيقي، تئاتر و هنرهاي تجسمي را بشناسد.من يادم هست در سال هاي پيش حوزه هنري جلسات شعري مي گذاشت . ماه رمضان بود مسئول حوزه يک تعداد شعر منتشر شده را آورد خدمت آقا به عنوان افتخارات نشر يکساله. خب به لحاظ کمي کلي کتاب بود فکر کرد آقا الان به وجد مي آيند. اما آقا همين که اين کتاب ها را تورق مي کردند کلي غلط ويراستاري ، محتوايي و ... از اين اشعار مي گرفتند.

يکي از دوستان تعريف مي کرد فيلم بادبادک باز که تازه ساخته شده بود آقا گفته بودند رمانش فوق العاده است اميدوارم فيلمش هم به اندازه رمانش قوي باشد.

خيلي خوب است اينجا يادي کنيم از معمار اصلي انقلاب که اتفاقا ايشان هم انقلاب ما را بيش از هر چيز فرهنگي مي دانستند و اشراف قابل توجهي هم به سينما و اصلا مقوله هنرداشتند. چنانچه در سخنراني تاريخي خود از سينما مصداق آوردند و بعدها فيلم گاو را مثال زدند. در حوزه هنري تئاتر هم آقاي هنرمند تئاتري کارکرده بود به اسم حصار در حصار که يک بار امام مصداق هايي از آن را نام بردند.

مجيدي درباره اولين ديدارش با مقام معظم رهبري مي گويد: اولين ديدار من با آقا بر مي گردد به سال 70 و فيلم بدوک. اين فيلم براي من منشا اتفاقاتي هم شد و البته مصداق بسيار خوبي است که تفاوت نگاه آقا را با مسئولين فرهنگي نظام براي شما عرض کنم. اين فيلم را به همراه جمعي از هنرمندان و مسئولين در جلسه اي که اقا هم حضور داشتند ديديم. فيلم که تمام شد آقا به شدت برافروخته و ناراحت شدند. اين عين عبارت آقاست: اگر فيلم مبتني بر درام است که حرفي نيست ولي اگر مبتني بر واقعيات است من حرف دارم. آقاي سيد مهدي شجاعي که نويسنده فيلمنامه بود گفت متاسفانه مبتني بر واقعيات است و من هم ادامه دادم که اين فيلم فقط گوشه اي از واقعيت است و اگر مي خواستيم همه آن را نشان دهيم فيلم ظرفيت اين همه تلخي را نداشت. و باز اين عين عبارت آقاست که خطاب به مسئوليني که آنجا بودند گفتند: اگر چنين است چرا به ما نمي گوئيد . چرا به ما گزارش داده نمي شود؟" با همين لحن که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش هايمان را مکتوب کرديم و فرستاديم و اولين نتيجه آن اين بود که کل مسئولين آن منطق عوض شدند.

ولي مي دانيد که فيلم توسط وزير ارشاد وقت توقيف
شد. نگذاشتند به جشنواره ها برود. فقط به کن رفت و رئيس جمهور وقت (آيت الله هاشمي رفسنجاني) نامه اي 11 بندي خطاب به من و حوزه هنري نوشت و توضيح خواست. در بند اول اين نامه آمده بود که ما اين همه سد و سيلو در کشور ساختيم اين همه آباداني چرا راجع به اينها فيلم نساختيد؟

مجيدي همچنين در ادامه ناگفته هايش از زندگي رهبرمعظم انقلاب مي گويد: اين را مي گويم ولي شايد ايشان راضي نباشند. ولي يک فيلمي را آورده بودند که مورد نقد برخي متدينين و خيلي از مسئولين کشور بود ولي ايشان گفتند اگر من بودم به اين فيلم تقديرنامه مي دادم.

من معتقدم خيلي بيشتر از دشمنان خارجي دوستان داخلي چهره ايشان را تخريب کرده اند. چرا بايد اينقدر نگاه ژورناليستي نسبت به آقا وجود داشته باشد؟ چرا؟ مگر ايشان احتياج به اين چيزها دارند؟

ايشان مورد اتکاي خيلي ها هستند. شايد جالب باشد بدانيد من از منبع موثقي شنيده ام که ايشان به روز در جريان خيلي از مسائل جامعه قرار مي گيرند و خيلي وقت ها به شکل مردمي در سطح شهر تردد مي کنند. با پيکان يا پرايد. بدون خبر قبلي هم تشريف مي برند. متاسفانه ابعاد شخصيتي ايشان خيلي مهجور مانده است و اين جفاي بزرگي است . البته تاريخ يک روزي قضاوت خواهد کرد و حقايق ناگفته اي را خواهد گفت.

خيلي ها بعد از چاپ اين مصاحبه خواهند گفت که مجيدي هم نگاه حکومتي دارد ولي خدا خودش مي داند که نگاه من به ايشان خيلي متعالي است و برايم آن زمان که هنوز رئيس جمهور نبودند و بعد که بودند و مي آمدند پيش ما سر سفره با ما املت مي خوردند با الان که رهبر مملکت هستند فرقي نکرده اند. الان هم همان تعامل ، صميميت و تواضع را دارند که آن موقع داشتند. خيلي وقت ها ما دور هم جاهايي جمع شديم که مسئولين سياسي بودند ، هنرمندان هم بوده اند، باورتان نمي شود که ايشان اينقدر بچه هاي هنرمند را تحويل گرفته اند که مورد حسادت سياسيون واقع شده است.

دوم خردادي يا اصلاح طلب ؟!

جوان مسلمان

شايد بپرسيد اين چه تعبيريست. معلوم است که دوم خردادي همان اصلاح طلبگيست. اما دوستان واقعيت اين نيست. سال 1376، دوم خردادش محمد خاتمي با راي بالاي مردم ايران رييس جمهور شد. محمد خاتمي وزير ارشاد هاشمي بود که استعفا داد ورفت شد رييس کتابخانه ملي ايران.در پي نارضايتي بيش از حد منجر به درگيري از دولت هاشمي ،شخصي به نام محمد خاتمي با خوش اقبالي تمام رييس جمهورشد.چون روز کسب راي روز دوم خرداد بود اين اصطلاح بر روي اين جريان ماندگار شد.تا اينجاي کار اصلا" اسمي از اصلاح طلبي نبود.اما از اواسط سال 1377که انديشه هاي تيتري ولي به ظاهر جذاب خاتمي توانسته بود نسل جوان را همراه کند ،غرب وبه خصوص اسراييلي ها را واداشت تا بهترين بهره را از اين موقعيت ببرند.از اينجا بود که غربي ها شروع کردند به رواج اصطلاح " اصلاح طلب ". اما چرا اين اصطلاح ؟؟؟ اين کلمه ظاهري بسيار مقدس ومحترم دربين مردم ايران از زمان قيام امام حسين(ع) دارد. پس اين کلمه هرگز جديد نبود ولي مي توانست فوائد بسياري نصيب غرب کند. از اين رو آنها با درک کامل از نارضايتي مردم از دولت هاشمي  و درک اين موضوع که مردم خواهان اصلاح وضع به ارث رسيده هستند با تمام تشکيلات رسانه ايي اقدام به ترويج اين کلمه ( اصلاح طلب) در بين مردم  کردند.دوسال بعد از انتخاب خاتمي اين کلمه حتي از کلمه دوم خرداد جا افتاده تر بود به طوري که حتي دولت وقت واحزاب نيز اين موضوع را پذيرفتند وطوري بحث مي کردند که انگار اين اصطلاح مبداء رواجش خود دوستان بوده اند.اما رواج اين کلمه چه نفعي براي غرب داشت؟؟؟ انديشه هاي نو وليبرال خاتمي وهمراهانش خيلي زود مورد استقبال  غربي ها قرار گرفت . دولت وقت (دولت خاتمي) انديشه هاي امام را تاريخ مصرف گذشته وبيشتر به درد موزه تاريخ مي دانست تا راهگشاي مشکلات جامعه . دولت وقت فرهنگ 1400 ساله شهادت طلبي را  ترويج خشونت مي دانست. دولت وقت مخالف خاکريز  اول دفاعي کشور وجهان اسلام  يا همون حزب الله لبنان ومقاومت فلسطين  بود. دولت وقت آزادي پوشش در دستور کار داشت.  خواهش مي کنم دقت بفرماييد. اگر انديشه هاي امام که مبتني بر نص صريح قرآن وکلام امامان است و اگر فرهنگ جهاد وشهادت طلبي  را از  جامعه ما بگيرند و آزادي بي قيد وشرط جايگزين شود آيا غرب چيز بيشتري مي خواهد؟؟؟پس از اين رو بود که غرب با درک کامل از انديشه هاي دولت خاتمي کلمه اطلاح طلبي را رواج داد تا اصلاح  اين موارد را  شاهد باشد. اما اشتباه غرب اينجا بود که آنها درک درستي از جامعه مبتني بر ولايت  و فقه شيعه نداشتد. نمي دانستندمردم خواهان تغيير واصلاح امور اقتصادي هستند نه مباني دينشان. اينجاست که شاهديم در مقابل اراده وعظمت مردم دينمدارو ولايي ايران اسلامي  هم غرب رنگ مي بازد هم دوستان اصلاح طلب دوم خردادي . به همين سادگي.

پيراهن خونين و مرثيه گرگ ها

چون خليفه سوم به دست ناراضيان كشته شد، مسلمانان گرد علي(ع) جمع شدند و ايشان علي رغم ميلشان زمام حكومت را در دست گرفتند. جمعي از دوستان كه انتظار مقام داشتند، چون خود را بي نصيب ديدند داعيه خونخواهي خليفه مقتول را سردادند و جالب آنكه انگشت اتهام به سوي علي(ع) دراز كردند! حال آنكه اميرمؤمنان در زمان اختلافات و كشمكش هاي آن دوره همواره نقش ميانجي را برعهده داشت.
سپاه جمل را به راه انداختند و كار به گفت وگو راست نشد و تيغ تيز، شتر سرخ موي را بر زمين نشاند و فتنه جمل فرو نشست. اما اين پايان كار نبود. يكي از عمالي كه به دست علي(ع) بركنار شده بود، حاكم پيشين شام بود اما معاويه سرسازش نداشت و براي ياغي گري بهانه مي خواست. پيراهن خون آلود خليفه سوم را در مسجد دمشق آويخت و هر روز براي آن نوحه سرايي مي كرد و علي(ع) را مسئول اين جنايت معرفي كرده و مستحق شورش و انتقام مي خواند.
جنگ صفين درگرفت. لشكر اميرالمؤمنين(ع) در آستانه پيروزي بود كه مكر عمروعاص قرآن ها را بر سر نيزه كرد و ابر ترديد و فتنه را بر آسمان لشكر پيروز افكند. به زور شمشير، علي(ع) را از ادامه جنگ و يكسره كردن كار منصرف و حكميت را تحميل كردند. او گفت نماينده ما «عبدالله بن عباس» باشد، نادانان نپذيرفتند. گفت پس مالك اشتر، گفتند مالك؟! او خود آتش بيار و فرمانده جنگ است، چگونه مي خواهد آتش را فرونشاند! ابوموسي اشعري را تحميل كردند. كسي كه خود دل در گرو ولايت نداشت و از ابتدا راهش از علي(ع) جدا بود.
نماينده معاويه، عمروعاص شد. اما جالب ترين جاي ماجرا موضوع حكميت بود. ابوموسي اشعري و عمروعاص قرار بود درباره چه موضوعي حكميت كنند؟ هدف آنها به اصطلاح فرونشاندن آتش و پايان جنگ و خونريزي ميان دو گروه از مسلمانان بود و سرآغاز اين خونريزي پيراهن عثمان بود. آنها بايد حكم مي كردند كه او مظلوم به قتل رسيده است يا نه و آيا معاويه حق خونخواهي او را داشته است يا خير؟ يكي نبود بپرسد، اين قتل چه دخلي به علي دارد و اين وسط معاويه چه كاره است؟
دو دور مذاكره كردند؛ در دومه الجندل و اذرح. نتيجه مباحث آن شد كه خليفه را مظلوم كشته اند و براي آنكه قاتلان در پناه علي نباشند، بايد او را از حكومت عزل كرد. وقتي قرار شد نتيجه مذاكرات عمومي شود عمروعاص موضوع خلافت معاويه را هم اعلام كرد، حال آنكه هيچ توافقي در اين باره نشده بود و به قول امروزي ها اين موضوع اصلاً در دستور كار مذاكرات نبود.
معاويه اي كه حاكمي معزول و ياغي بود، به ناحق به طلب خوني برخاسته و فتنه انگيخته بود كه اصلاً حقي در آن نداشت، و در ميدان نبرد هم شكست خورده بود و تا ديروز فقط داعيه خونخواهي داشت، حالا مدعي خلافت هم شده بود! حكميت، جنگ و خونريزي ميان مسلمانان را تمام نكرد. جنگ باز هم ادامه يافت، ديروز بر سر پيرهني خون آلود و امروز بر سر خلافت. و البته آنهايي كه اهل بصيرت بودند مي دانستند كه از ابتدا هم هدف معاويه چه بود و پيراهن عثمان، بهانه اي بيش نبود.
¤ ¤ ¤
جامعه ما هم چندي پيش دچار فتنه شد. فتنه اي كه پيامدهايش كاملاً از ميان نرفته است. اين روزها از اين طرف و آن طرف حرف هايي به گوش مي رسد و طرح هايي مشابه با اسامي رنگارنگ ارائه مي شود. از آشتي ملي گرفته تا حكميت و ميانجيگري و... اما ماهيت و نتيجه همه اين طرح ها يكي است.
اولين سؤال اين است؛ موضوع حكميت و آشتي و توافق بايد چه باشد؟ شكاف هاي بوجود آمده؟ تقسيم قدرت؟ آينده جريان موسوم به اصلاحات؟ خون هاي به زمين ريخته؟ زندانيان؟ كداميك؟!
اما اينها كه همه عوارض و تبعات علتي ديگر هستند. اصلاً همه اين بلواها بر سر چه بود كه اين همه تاوان داشت و حالا بايد بزرگان بنشينند و حلش كنند؟ آري! ادعاي تقلب كه به اندازه بزرگي اش دروغين بود و به قول وزير تبليغات هيتلر (گوبلز): دروغ هر چه بزرگ تر باشد، راحت تر باور مي شود!
اگر قرار باشد حكميتي باشد بايد سراغ ريشه رفت و ريشه در ادعاي تقلب است. مضحك است، بايد بنشينيم و ببينيم تقلب شده بوده است يا نه!
امروز ما به ساده لوحي ابوموسي اشعري از سر درد مي خنديم و از خدعه عمروعاص و معاويه درشگفتيم كه چگونه با ادعايي دروغ، جنگي را به راه انداختند و چگونه با خدعه اي ديگر، جاي بازنده و برنده جنگ را عوض كردند. حالا هم عده اي مكار نقش عمروعاص و عده اي جاهل نقش ابوموسي اشعري را بازي مي كنند. مي خواهند به خيال خودشان آتش را فرو بنشانند. سرنوشت اين حكميت از همين حالا مشخص است. جاي شاكي و متهم عوض مي شود. ما مي دانيم و براي آنها هم اظهر من الشمس است كه تقلبي نشده، پس چه جاي حكميت است؟ مي خواهند بنشينند بر سر چه معامله كنند؟ بر سر خون كساني كه به بهانه ادعايي دروغين جانشان را از دست دادند؟ يا اينكه سهم مدعيان تقلب از قدرت را تعيين كنند و آينده سياسي شان را تضمين؟
پيراهن ها در تاريخ گاهي نقشي ويژه يافته اند. پيراهن خونين يوسف را برادران براي يعقوب آوردند و مدعي شدند گرگ او را دريده است. پيراهن خونين عثمان هم فتنه اي عظيم شد و چه خون ها كه براي آن ريخته نشد.
دوباره فتنه باز آمده است و اين بار پيراهن سبز به تن دارد. مي گويد سبزي ام نشان اصالت و اعتقاد است! اما نمي گويد اعتقاد به چه؟! ذكرالله اكبر بر لب دارد و ناله هايش آدمي را به ياد گريه هاي سوزناك برادران يوسف(ع) مي اندازد، براي فريب حضرت يعقوب(ع).
در منطق عمروعاص همانطور كه براي نجات و رهايي از تيغ علي، مي توان هم كشف عورت كرد و هم قرآن بر سر نيزه برد، مي توان با شعار الله اكبر به جنگ الله رفت، تبر برداشت و بر پيكر ايران، اين تنه تناور و سبز تشيع زد و پرچم سبز علوي نيز در دست داشت. مگر روز عاشورا عمر سعد با فرياد يا خيل الله اركبي - اي سپاهيان خدا ركاب بزنيد- به سپاهيان خداجوي امام حسين(ع) حمله نكرد؟!
عمروعاص ها هميشه بوده اند. هر زمان به رنگي و با پيرهني اما آنچه خواب شومشان را تعبير مي كند، امتزاجشان با ابوموسي هاست. اگر جماعتي قشري و ابوموسي ها نباشند، مكر و خدعه عمروعاص ها با بي آبرويي فقط مي تواند جان كثيفشان را از تيغ عدالت برهاند، نه بيشتر. مردم اگر اهل بصيرت باشند، ابوموسي ها به علي تحميل نمي شوند و پيوند ناميمون خدعه و جهل رخ نمي دهد تا معاويه از پيراهني خونين براي خود رداي اميرالمؤمنيني بدوزد

خاتمي در خلوت با شياطين

قرآن كريم چهره منافقين را با تمامي ويژگي هايشان به گونه اي معرفي مي كند تا مومنين آنان را شناسايي كرده و فريب نخورند. خطر منافقين از كفار بيشتر است و علت در پيچيدگي، چند چهره ا ي و دورويي آنان در برخورد با اهل ايمان است. در سوره بقره آيه 14، يكي از ويژگي هاي منافقين را حضرت حق اينگونه بيان مي دارد:« چون با اهل ايمان برخورد كنند، گويند ما ايمان آورده ايم و با شما هستيم و چون خلوت با شيطان هاي خود كنند، گويند ما باطنا با شمائيم و جز اين نيست كه ما مومنان را استهزاء مي كنيم.»

يكي از كار ويژه هاي اصلي جريان نفاق در جامعه ديني و اسلامي ايجاد شبهه و ترديد نسبت به موضوعات مختلف و در نهايت توليد فتنه و گسترش و نهادينه كردن آن است. براي مهار فتنه و جلوگيري از گسترش و عمق يافتن آن، روشنگري و بالا بردن آگاهي ها و قدرت تحليل و درك مردم تنها راه كار و علاج فتنه است. در اين انجام اين حركت افشاگرانه، پرده از چهره نفاق كنار زدن ضرورتي اجتناب ناپذير است. اهميت و ضرورت انجام اين حركت افشاگرانه براي روشنگري آن چنان زياد است كه وقتي منافقين در صدد برآمدند تا پيامبر خدا (ص) را با دورويي و نفاق فريب دهند، خود حضرت حق وارد صحنه شد و بانزول آيات الهي چهره منافقين را افشا كرد. از آن پس يك خوف و وحشت هميشگي بر قلب هاي پر مرض منافقين حاكم گشت و آنان هر لحظه بيم آن داشتند كه آيه اي نازل شود و آنچه در دل دارند و بر پيامبر و مومنين پنهان كردند از سوي خداوند افشا گردد.

البته منافقين در برابر افشاگري ها دست به تكذيب مي زنند و اين تكذيب آنان نيز ريشه در همان نفاق و دورويي آنان دارد. اكنون جامعه اسلامي ما با فتنه اي عميق مواجه گشته و در اين شرايط يكي از وظايف اصلي نخبگان و خواص براي عبور دادن كشور و نظام اسلامي از خطر فتنه با كمترين هزينه، روشنگري و بصيرت افزايي با كنار زدن پرده از چهره منافقين جديد است. اگر با فتنه مواجه شديم كه ترديدي در آن وجود ندارد، نسبت به شكل گيري و فعال بودن يك جريان نفاق جديد كه عامل توليد و تعميق اين فتنه است، نبايد ترديد به خود راه دهيم. بايد تلاش كنيم جريان فتنه گر و در واقع جريان نفاق را شناسايي وبه مردم معرفي كنيم. هر چند اين كار، سختي ها به دنبال دارد و كساني كه به روشنگري و افشاگري مي پردازند در معرض تهمت ها و تهديدها از سوي همان جريان نفاق يا هواداران نا آگاه و فريب خورده آنان قرارمي گيرند، لكن ضرورتي اجتناب ناپذير است و به عنوان يك تكليف و وظيفه بر دوش همه مومنين و نيروهاي وفادار به انقلاب و نظام اسلامي مستقر شده و بايد تا رفع فتنه و دفع خطر نفاق به انجام آن همت كنند.

در فتنه عميق كنوني، يكي از ويژگي هاي جريان نفاق جديد، دورويي آن در قبال نظام ديني، قانون اساسي، ولايت فقيه و آرمان ها حضرت امام خميني (ره) است. اين جريان در حالي كه از لحاظ انديشه در حوزه سياسي از امام (ره) عبور كرده و داراي تفكرات سكولاريستي شده و به دنبال استقرار يك نظام سكولار و لائيك به سبك دمكراسي هاي غربي در ايران مي باشد، در ميان مردم معتقد و وفادار به خط امام (ره) خود را وفادارترين جريان به خط امام (ره) معرفي كرده و جريان مقابل خود را مخالف آن (ره) معرفي مي كند. شبهه و ترديد از همين جا شكل مي گيرد كه جريان نفاق در حالي كه ديگر هيچ اعتقادي به خط امام (ره) ندارد، خود را خط امام و در مقابل جريان وفادار و معتقد به خط امامي (ره) را به عنوان جريان ضد خط امام (ره) معرفي مي كند. جريان دوم خرداد و احزاب برجسته آن مانند مشاركت، مجاهدين و مجمع روحانيون مبارز در مقطع كنوني چنين رفتاري دارند. تحليل مواضع و رفتار چهره هاي محوري و عناصر اصلي جبهه اصلاحات مبتني بر اطلاعات دقيق و غيرقابل خدشه، نشان مي دهد كه آنان چگونه منافقانه در ايجاد فتنه كنوني ايفاي نقش كرده اند. در اين نوشتار مواضع و رفتار يكي از چهره هاي محوري جبهه مدعي اصلاحات را مرور مي كنيم. مواضعي كه شكل آشكار آن براي مردم مسلمان، مومن، انقلابي و معتقد و وفادار به آرمان هاي حضرت امام (ره)، تفاوت 180 درجه اي با شكل مخفي آن در خلوت با شياطين دارد. به اين مطالب و جملات دقت كنيد:

1- اصلاح طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب ساير تشكل ها بايد با قوت در صحنه حضوريافته و به فعاليت خود ادامه دهند. آنچه در اين ايام رخ داده، دليلي محكم براي حضوري قوي تر در صحنه با شعار اصلاح طلبي، چرا كه ما همه دلبسته انقلاب هستيم نه پشيمان از انقلاب.

2- آنچه موجب مي شود اصلاح طلبان قوي تر از قبل در صحنه بمانند اين است كه امروز مدعيان و احياناً متصديان بي اعتقاد به انقلاب و راه امام (ره) و يا افرادي كه از انقلاب پشيمانند با تمام قوا درصدد نسخ و تحريف انقلابند، اگر چه در ظاهر خود را انقلابي مي دانند.

3- امروز بايد مصمم تر از قبل برخواسته به حق جنبش اصلاح طلبي يعني «تغيير» پاي فشاريم. مراد ما از تغيير، «بازگشت دوباره به اصول قانون اساسي و آرمان هاي امام و انقلاب است.»

مطالب مذكور، گزيده هايي از سخنان سيدمحمدخاتمي در جمع اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در موسسه باران به نقل از روزنامه آفتاب يزد مورخ (7/6/1388) مي باشد.

در اين سخنراني سيدمحمدخاتمي، ماهيت جنبشي اصلاح طلبي، اسلامخواهي و بازگشت به خط امام (ره) معرفي كرده و حركت هاي اعتراضي آشوب هاي سبز اخير را فريادهايي در همين راستا ارزيابي مي كنند. اين قبيل سخنان و اعلام مواضع از سوي آقاي خاتمي و همفكرانش در حالي انجام مي گيرد كه از زمان به قدرت رسيدن ايشان در خرداد 1376 و شكل گيري جبهه دوم خرداد، اين جريان تمامي تلاش خود را براي سكولاريزه كردن كشور و حذف دين از عرصه سياست كه نقطه مقابل خط امام (ره) مي باشد به كار بست. آنچه مايه تأسف است بر قراري پيوند و ايجاد رابطه با دشمنان انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي براي رسيدن به اهداف پليد و خواسته هاي شوم است. به دنبال حوادث اخير و بازداشت برخي از عوامل اغتشاشات، كيان تاج بخش در اعترافات خود مطلبي را فاش ساخت كه بسياري از دلسوزان انقلاب را به حيرت فرو برد. كيان تاج بخش كه نمايندگي بنياد سوروس در ايران را برعهده داشت و رئيس ستاد خاتمي در خارج از كشور بود، در اعترافات خود، از ملاقات و ديدار محرمانه سيدمحمد خاتمي با «جورج سوروس» پرده برداشت. افشاي اين ديدار آنچنان براي خاتمي و جبهه اصلاحات شكننده بود كه دفتر خاتمي در چهارم شهريور ماه با صدور اطلاعيه اي، ارتباط وي با سوروس را تكذيب كرد. اساساً شگرد جريان دوم خرداد به دنبال پخش اعترافات براي جلوگيري از ايجاد يك فضاي شفاف براي افكار عمومي نسبت به پشت صحنه حوادث و اغتشاشات اين بود كه اعلام نمايند اعترافات تحت فشار بود و هيچ اعتبار و ارزش حقوقي و قضايي ندارد. در اين فضاسازي عليه دادگاه متهمين اغتشاشات، مطلب كيان تاج بخش در خصوص ديدار خاتمي با جورج سورس نيز كم رنگ شد. اما از آنجا كه سنت الهي بر آن است كه بالاخره روزي پرده از واقعيت كنار زده شود، ماجراي ديدار و گفت وگو بين خاتمي و سوروس به گونه اي فاش گرديد كه ديگر امكان تكذيب آن وجود ندارد و اگر هم تكذيب شود، اين تكذيب ارزشي ندارد. اين بار كسي از اين ديدار سخن گفت كه آقايان نمي توانند بگويند اين سخنان در زندان و تحت فشار و شكنجه گفته شده و فاقد اعتبار است. اين بار خود جورج سوروس، با دقت و طي نشستي دو ديدار به يادماندني اش با سيد محمدخاتمي را روايت مي كند.

«جورج سوروس» كه با عنوان طراح و حامي مالي انقلاب هاي مخملي در كشورهاي جهان شناخته شده و رياست هيئت مديره موسسه «جامعه باز» (OSI) را بر عهده دارد، طي سخناني در شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غير دولتي آمريكا سخنراني كرد و متناسب با موضوع، از ديدار و گفت وگوي خود با سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري سابق ايران مطالبي را بيان داشت.

«جورج سوروس» با بياني طنز آلود درخصوص ديدارش با خاتمي مي گويد: من حدود 10 سال در انتظار ديدار آقاي خاتمي بودم و به همين دليل اين ديدار آنچنان براي من جذاب و به ياد ماندني بود كه حتي روز و ساعتش نيز در حافظه ام ثبت شده است.»

«جورج سوروس» مهمترين سخنان خاتمي را در آن ديدار در محورهاي زير بدين صورت روايت مي كند:

1- خاتمي به من گفت: «تعارض موجود بين ساختار حقيقي و ساختار حقوقي در ايران، مهم ترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط ايران با غرب است.»

2- خاتمي معتقد بود كه دموكراسي و رواداري دولت با ساختار كنوني يك حكومت مذهبي كه در رأس آن رهبر مذهبي حكمراني مي كند، به دست نمي آيد.

3- خاتمي انتخاب احمدي نژاد را حركتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبر مذهبي ايران ارزيابي كرد و معتقد بود كه در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است.

4- خاتمي معتقد بود كه در دوره 8 ساله رياست جمهوري خود با هيولاي انسداد سياسي همه روزه دست و پنجه نرم كرده است.

5- خاتمي در اين جلسه به من گفت: «كليد قفل بسته شده سياست در ايران تنها و تنها فشارهاي اجتماعي و كمپين هاي وابسته به جنبش هاي دانشجويي، كارگري و زنان است كه بايد خواسته هاي گروهي و شعار تغيير را از درون دفاتر بسته خود به سطح معابر عمومي منتقل كنند.»

«جورج سوروس» پس از روايت گفت وگوهاي خود با سيدمحمدخاتمي به ديدار دوم خودش با وي اشاره كرده و مي گويد: «من مجدداً در سي و هشتمين اجلاس مجمع جهاني اقتصاد داووس در ژانويه 2007 با خاتمي ملاقات كردم كه متوجه شدم، پس از يك سال دغدغه هاي خاتمي راديكال تر شده است.»

«سوروس» با اشاره به حوادث پس از انتخابات و آشوب هاي سبز در ايران كه وي نام آن را انقلاب سبز مي نامد مي گويد: «نقش موسساتي جامعه باز در چنين تحولاتي، حداكثر نقش الهام بخش بوده است!» وي در همين رابطه مي گويد: «با حضور رهبران هوشياري چون خاتمي و موسوي، انقلاب سبز ايران پيشرفت هاي اعجاب آوري را در ماه هاي اخير داشته است.»

«جورج سوروس» طراح و پشتيبان مالي انقلاب هاي مخملي در جهان، در اين سخنراني ضمن فاش ساختن نقش مداخله جويانه خود در حوادث ايران مي گويد: «اميدوارم با پيشروي انقلاب سبز ايران و همكاري و ارتباط گسترده تر رفرميست هاي ايراني (اصلاح طلبان) با موسسه جامعه باز، ساختاري دموكراتيك را در ايران پايه گذاري نماييم.»

آقاي خاتمي، دفتر آقاي خاتمي و همفكران آقاي خاتمي ممكن است براي جلوگيري از آشكار شدن نفاق شان، اين ديدار و اين مطالب رد و بدل شده را از اساس تكذيب كنند. اما آيا كسي اين تكذيب را باور مي كند؟ اي كاش امكان تكذيب و باور اين تكذيب وجود مي داشت و اين لكه ننگ بر پيشاني آقاي خاتمي حك نمي گرديد. چگونه مي توان ديدار آقاي خاتمي با يك صهيونيست آمريكايي ضد اسلام را كه با تمام وجود وارد عرصه مبارزه با اسلام ناب محمدي (ص) و آرمان حضرت امام (ره) شده را تكذيب كرد، در حالي كه «سوروس» خود اين ديدارها و گفت وگوها را روايت مي كند و صدها وهزاران نشانه و شاهد از مواضع و رفتارهاي آقاي خاتمي وجود دارد كه اين نوع ديدارها و گفت گوها را تأييد مي كند.

سخني با آقاي خاتمي

جناب آقاي خاتمي، اينكه شما از قبل داراي چنين تفكرات (انديشه هاي سكولاريستي و ليبراليستي) بوده ايد يا با گذر زمان دچار تحول فكري و انديشه اي شده و اكنون به چنين باورهايي رسيده ايد به خودتان مربوط است و به قول خودتان جلوي فكر و انديشه را نمي توان گرفت! سخن ما با شما اين است كه چرا منافقانه عمل مي كنيد و آنچه را در دل داريد و در خلوت با شياطين و افراد صهيونيست و ضد اسلام و مسلمانان چون «جورج سوروس» مطرح مي كنيد، همين مطالب را صريح با مردم ايران در ميان نمي گذاريد؟ آقاي خاتمي از چه چيزي وحشت داريد كه سعي مي كنيد افكار و انديشه هاي ليبراليستي خود را از مردم پنهان داريد.

آقاي خاتمي به اين سوالات كه در فكر و ذهن ميليون ها ايراني عاشق امام (ره) و دلباخته اسلام و انقلاب اسلامي وجود دارد با صراحت پاسخ دهيد:

1- شما در تاريخ هفتم شهريورماه در جمع اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات هدف از تغيير را بازگشت به خط امام (ره) و آرمان هاي آن عزيز سفر كرده اعلام كرديد و روزنامه هاي همسو با شما به تيتر كردن اين جملات پرداختند. آقاي خاتمي خط امام (ره) با آن دمكراسي كه شما و آقاي سوروس نسبت به آن فهم مشتركي داريد و تلاش مي كنيد با برداشتن موانع سر راه آن را در ايران پياده سازي كنيد چه نسبتي دارد؟

2- آقاي خاتمي مگر ساختار كنوني حكومت در ايران با رهبري مذهبي كه با نام ولايت فقيه در رأس قرار دارد ميراث گران سنگ حضرت امام (ره) نمي باشد؟ اگر اينگونه است، شما دنبال كدام نوع از دموكراسي هستيد كه در ملاقات با «سوروس صهيونيست» مي گوييد دمكراسي با ساختار حكومت مذهبي كه در رأس آن رهبر مذهبي باشد به دست نمي آيد؟!

3- آقاي خاتمي، شما در دوره هشت ساله به عنوان رئيس جمهور دنبال به دست آوردن چه چيزي بوديد و چه تغييري را در ساختارهاي سياسي ايران مي خواستيد انجام بدهيد كه نتوانستيد و در خلوت با شياطيني چون «سوروس» سفره دل باز كرديد و گفتيد در اين هشت سال همه روزه با هيولاي انسداد سياسي مواجه بوديد؟

4- آقاي خاتمي، اين آشوب هاي سبز كه شادي دشمنان را به دنبال داشت و امنيت ملي، منافع ملي و وحدت ملي را در معرض تهديد قرار داد، با آن فشارهاي اجتماعي مورد نظر كه براي سوروس به عنوان تنها راه و تنها كليد قفل بسته شده سياسي در ايران در ميان گذاشتيد، چه نسبتي دارد.

5- آقاي خاتمي بين شما و آقايان «سروش» و «نصر» چه شباهت هاي فكري و انديشه اي وجود دارد كه آقاي «سوروس» نام شما را در كنار اين دو نفر قرار داده است؟ آقاي خاتمي افكار و انديشه هاي سروش با خط امام (ره) و اسلام ناب محمدي (ص) چه نسبتي دارد؟

6- آقاي خاتمي، ماهيت جنبش هاي زنان، دانشجويي و كارگري كه شما دنبال راه انداختن آن براي باز كردن قفل سياسي در ايران هستيد با خط امام (ره) چه نسبتي دارد؟ آيا اين جنبش هاي مورد نظر همان جنبش سبز مورد نظر آقاي موسوي نيست؟ اين جنبس به اصطلاح سبز آشوب آفرين در ماه هاي اخير در كشور با انديشه ها و آرمان هاي حضرت امام (ره) چه نسبتي دارد؟ براي پاسخ به اين سوال حتماً به رفتارهاي هتاكانه و حرمت شكنانه بخش قابل توجهي از اين سبزپوشان در روز قدس توجه كنيد. حتماً شنيده ايد يا فيلم هاي آن را ديده ايد كه اين جمعيت محدود كه شما از آن به عنوان مردم ياد مي كنيد در روز قدس چه نوع رفتارهايي از خود به نمايش گذاشتد. آقاي خاتمي روزه خواري بخش قابل توجهي از اين جمعيت به صورت علني و در ملأ عام و در برابر دوربين هاي محرم و نامحرم با موازين ديني و احكام شرعي چه نسبتي دارد؟ آيا اين رفتار يك مقابله علني با دين مبين اسلام نيست؟ آقاي خاتمي شعار فراگير اين جمعيت سبزپوش يا همان جنبش به اصطلاح كذايي اجتماعي مورد نظر شما و آقاي موسوي كه در روز قدس به نفع اسرائيل سر داده شد، با خط امام (ره) چه نسبتي دارد؟ حتماً شنيده ايد كه اين جمعيت محبوب شما چگونه با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» براي اولين بار بعد از 30 سال راهپيمايي روز قدس، چگونه دل صهيونيست ها را شاد كردند.

سوال اين است كه اين نوع شعارها كه حاميان شما سر مي دهند با خط امام (ره) كه شما دم از آن مي زنيد! چه نسبتي دارد؟ آيا اين شعارها را هواداران شما تحت فشار سر داده اند كه مانند اعترافات بگوييد اعتبار ندارد!

7- آقاي خاتمي شما به خوبي مي دانيد كه مردم ايران، مسلمان، مومن و انقلابي هستند و به امام (ره) و افكار و انديشه هاي آن عزيز عشق مي ورزند. چرا در حالي كه از امام (ره) و افكار و انديشه هاي ايشان فاصله گرفته ايد، به صورت منافقانه و با تظاهر به همسويي با امام (ره) دنبال فريب مردم هستيد؟ آيا اين گناه شما قابل بخشش است؟ براي حضرت امام (ره) در روز قيامت چه پاسخي داريد؟

آقاي خاتمي براي اينكه بدانيد در چه مسيري در حال حركت هستيد و اين مسير شما با مسير امام (ره) چقدر فاصله دارد، مجدداً به اين جمله «سوروس» كه شما در خلوتگاه با وي حرف دل زديد توجه كنيد كه مي گويد: «با حضور رهبران هوشياري چون خاتمي و موسوي، انقلاب سبز ايران پيشرفت هاي اعجاب آوري در ماه هاي اخير داشته است.» آقاي خاتمي اين پيشرفت هاي اعجاب آور از نظر شما چيست؟ پيشرفت به سمت كجا و كدامين نقطه هدف انجام شده كه آقاي «جورج سوروس» صهيونيست و ضد اسلام و مخالف سرسخت انقلاب اسلامي و افكار و انديشه هاي حضرت امام خميني (ره) را اينگونه خوشحال كرده است؟ البته خود آقاي «سوروس» سمت سوي اين پيشرفت اعجاب آور را مشخص مي كند.

ايشان در قسمت پاياني سخنراني خود براي آينده حركت شما و ديگر اصلاح‌طلبان تحقق چنين هدفي را آرزو مي كند: «اميدوارم با پيشروي انقلاب سبز و همكاري و ارتباط گسترده تر رفرميست هاي ايراني با موسسه جامعه باز، ساختاري دمكراتيك را در ايران پايه گذاري نماييم.»

آقاي خاتمي با صراحت و صادقانه براي يك بار هم كه شده به مردم بگوييد اين ساختار دمكراتيك كه سوروس براي فرجام حركت شما آرزويش را دارد، با ساختار جمهوري اسلامي و نظام ديني با محوريت ولايت فقيه كه حضرت امام(ره) آن را بنيانگذاري كردند، چه نسبتي دارد؟ اگر آن ساختار دمكراتيك موردنظر شما و آقاي «سوروس» و ديگر همفكراشان يك ساختار سكولار و غيرديني است، چرا براي فريب مردم مي گوييد منظور ما از «تغيير»، «بازگشت دوباره به اصول قانون اساسي و آرمان هاي امام انقلاب است؟»

آيا اين مواضع و رفتار دوگانه، شما را در رديف منافقين كه خداوند در سوره بقره آيه 41 وصفشان مي كند و مي گويد با مومنان خود را همراه نشان مي دهند و در خلوت با شياطين باطن خود را آشكار كرده و چيز ديگر مي گويند قرار نمي دهد؟ اگر اينگونه است كه هست، بدانيد مردم دل داده امام (ره) اكنون شما را با همان چهره اي كه در خلوت با شياطين نمايان شده مي شناسند و ديگر تظاهر به همراهي و همسويي با امام (ره) در نزد آنان اعتباري ندارد.

(مقاله -- هفته‌نامه صبح صادق -- 06/07/1388 -- شماره 418 -- صفحه 9)